نویسنده : andayesh504
تاریخ : جمعه 15 شهریور 1392
نظرات 0

جراحی تشنج

 

درآمد

صرع عارضه‌ای است که در آن بیمار دچار تشنج‌های متوالی می‌شود. تشنج به عنوان یک اختلال در تخلیه الکتریکی سلول‌های عصبی مغز شناخته شده که موجب بروز مشکلاتی در فعالیت‌های عصبی، حرکتی و روانی فرد می‌گردد.
انواع تشنج به ناحیه اولیه‌ی مغز که دچار اختلال شده بستگی دارد. صرع نوعی تشنج نیست و تنها به رخ دادن متوالی تشنج اطلاق می‌شود. اگر دلیل رخ دادن تشنج‌ها مشخص نباشد، صرع اولیه و یا صرع ایدیوپاتیک نام دارد که ویژگی‌های آن شامل موارد زیر می‌باشد:

  • بروز چند فعالیت‌ غیر معمول الکتریکی در مغز موجب ایجاد تشنج‌ها می‌شود.
  • در اثر فعالیت‌های الکتریکی، ناحیه مشخصی از مغز متأثر می‌گردد که باعث نوع خاصی از تشنج می‌شود.
  • اگر تمامی نواحی مغز تحت تأثیر فعالیت‌های الکتریکی غیر معمول باشند، یک تشنج کلی ایجاد می‌شود. این بدین معناست که هوشیاری فرد از دست رفته و یا مختل می‌‌گردد. در این موارد معمولاً دست‌ها و پاها سخت شده و جهش دارند.
  • حین رخ دادن تشنج، نوعی خاصی از تشنج می‌تواند به نوع دیگری تبدیل شود. به طور مثال، یک تشنج می‌تواند به صورت نقطه‌ای یا پارشیال باشد و دست‌ها و پاها را تحت تأثیر قرار دهد و در ادامه فعالیت‌های ماهیچه‌ای در دیگر نواحی بدن گسترش می‌یابد و بدین ترتیب یک تشنج کلی رخ می‌دهد.
  • تشنج می‌تواند در اثر تب شدید در کودکان ایجاد شود که به عنوان صرع در نظر گرفته نمی‌شوند.

عوامل ایجادکننده صرع

افراد سالم ممکن است در شرایط خاص دچار تشنج شوند. اگر تشنج‌ها دلیل مشخصی داشته باشند، این عارضه به عنوان صرع ثانویه شناخته خواهد شد. برخی عوامل ایجاد کننده در ذیل آورده شده است:

  • وجود تومور
  • عدم توازن شیمیایی قند یا سدیم محلول در خون
  • صدمه به سر
  • استفاده از برخی مواد شیمیایی سمی و یا مصرف مواد مخدر
  • ترک الکل
  • سکته و خونریزی داخلی پس از آن
  • آسیب‌های حین تولد

علائم صرع

  • تشنج کلی: در این نوع تشنج تمامی نواحی مغز (قشرهای مغز) تحت تأثیر هستند.

    • بیمار در ابتدای تشنج با صدای بلند گریه کرده و یا صدایی تولید می‌کند، برای چند لحظه بدنش سخت شده و در ادامه حرکات ریتمیک در دست‌ها و پاها رخ می‌دهد. در انتها و به صورت تدریجی از شدت حرکات کاسته می‌شود.

    • معمولاً حین تشنج چشم‌ها باز است.

    • بازگشت به هوشیاری تدریجی بوده و طی چند لحظه رخ می‌دهد.

    • از دست دادن کنترل ادرار رایج است.

    • اکثر بیماران پس از یک تشنج کلی برای مدتی گیج هستند.
  • تشنج‌های موضعی یا پارشیال: تنها بخشی از مغز تحت تأثیر قرار می‌گیرد که به ناحیه تحت تأثیر فعالیت‌های غیر معمول الکتریکی وابسته است.

    • اگر ناحیه‌ای از مغز که مسئول کنترل حرکات دست است دچار اختلال گردد، تنها دست‌ها دچار حرکات ریتمیک یا جهش می‌شوند.

    • اگر دیگر نواحی مغز تحت تأثیر قرار گیرد، علائم آن شامل احساسات غیر طبیعی و یا حرکات تکرار شونده است مانند بازی‌ کردن با لباس و یا نشان دادن بیش از حد احساسات.

    • در برخی مواقع طی یک تشنج پارشیال بیمار گیج به نظر می‌رسد. از لحاظ سطح هوشیاری، پزشکان معمولاً لغت پیچیده را برای این بیماران که بین هوشیاری کامل و عدم هوشیاری هستند، بکار می‌برند.

    • نبود تشنج و یا بروز تشنج‌ مختصر که در کودکان شایع‌تر است.

    • نقص در هوشیاری که بیمار به صورت بی‌حرکت به نقطه‌ای خیره می‌شود.

    • چشم‌ها به صورت تکرار شونده باز و بسته شده و یا حرکات خاصی به صورت تکرار شونده انجام می‌شود.

    • معمولاً این نوع تشنج‌ها بسیار کوتاه هستند و در مدت چند ثانیه رخ می‌دهند. برخی بیماران در طول روز چندین مرتبه دچار این تشنج می‌شوند.

درمان

هدف از درمان عدم ایجاد تشنج، بدون بروز عارضه جانبی است. این هدف در بیش از 60% بیمارانی که داروهای ضد تشنج مصرف می‌کنند، تحقق می‌یابد. هر چند در بسیاری از بیماران موجب بروز عوارض جانبی شده و در برخی دیگر که دچار صرع مقاوم در برابر داروها هستند، تشنج متوقف نمی‌شود. مونوتراپی (تنها استفاده از یک نوع دارو) مهم است زیرا می‌تواند احتمال بروز عوارض جانبی را کاهش دهد و از تأثیر داروها بر روی یکدیگر جلوگیری کند. به علاوه مونوتراپی از پُلی‌تراپی ارزان‌تر خواهد بود.

درمان دارویی

عمده‌ترین درمان دارویی مصرف داروهای ضد تشنج است که انتخاب دارو به تشخیص دقیق سندرم صرع، مکانیزم پاتولوژیک آن، نوع تشنج و علائم خاص صرع بستگی دارد.

درمان جراحی

هر چند جراحی درون جمجمه دارای ریسک‌هایی است اما این ریسک‌ها با ریسک تشنج کنترل نشده برابری ندارد. یک بیمار کاندید برای جراحی باید از بی نتیجه بودن مصرف داروها مطمئن باشد و انتظار رود که تنها با انجام جراحی بهبود یابد.
دو دسته اصلی جراحی مغز برای درمان صرع در نظر گرفته می‌شود: درمانی و تسکینی. معمول‌ترین روش تسکینی روش کالوسوتومی قدامی است که برای بیماران دارای تشنج‌های غیر قابل درمان آتونیک، مناسب است. در مقابل جراحی آمیگدالوهیپوکامپکتومی (Amygdalohippocampectomy)، از جراحی‌های درمانی می‌باشد.

کالوسوتومی قدامی

این روش از قدامِ سر انجام می‌شود. تا زمانی که جسم پینه‌ای برش داده می‌شود از یک شانت کمری برای تخلیه مایع مغزی-نخاعی و دسترسی بهتر به ناحیه تحت عمل استفاده می‌گردد.
یک برش U شکل در بخش قدامی جمجمه ایجاد شده و یک ناحیه از جمجمه به صورت فلاپ برداشته می‌شود. از این مرحله به بعد برای مشاهده ناحیه، از یک میکروسکوپ استفاده خواهد شد. بعد از برش، چسبیدگی‌های بین قشر و فالکس (Falx) به وسیله‌ی کوتر دو قطبی جدا می‌شوند و جسم پینه‌ای قابل مشاهده خواهد بود. در ادامه دو شریان پریکالوسال جدا شده و جسم پینه‌ای از خط میانی آن برش می‌خورد. برش به صورت عمقی بوده تا اینکه به کاووم سپتوم پلوسیدیم وارد می‌شود.
به وسیله‌ی یک کوتر دو قطبی، جسم پینه‌ای بریده می‌شود. تاج، منقار و بدنه آن جدا شده و برداشتن آن از خلف ادامه پیدا می‌کند تا سپلینیوم سالم باقی بماند.
در این مرحله شانت برداشته شده و شرایط طبیعی فشار مایع مغزی-نخاعی بازیابی می‌شود. غشای دورا بسته شده و در نهایت فلاپ برداشته و بسته می‌شود.

آمیگدالوهیپوکامپکتومی

روش‌های دسترسی مختلفی برای آمیگدالوهیپوکامپکتومی مطرح شده‌اند اما به طور نمونه روش ترانس کورتیکال شرح داده می‌شود.
یک برش خطی در جمجمه ایجاد می‌شود. فاسیا تمپورال برش داده شده، از پری‌استئوم جدا شده و از طرفین باز می‌شود. با استفاده از نورونویگیشن (Neuronavigation)، برداشتن به سمت قطب تمپورال انجام می‌گیرد.
برداشتن چین‌های قشری (Gyrus) پاراهیپوکامپال با برداشتن آنکوس (Uncus) و پیشرفت به میانه و خلف انجام می‌پذیرد. برای جلوگیری از آسیب به شریانی خلفی سریبرال باید سومین عصب جمجمه‌ای، ساقه‌ی مغز و مرز پیا سالم نگهداشته شوند.
بعد از برداشتن چین‌های قشری پاراهیپوکامپال، برای حرکت به طرفین در فضای ایجاد شده، هیپوکامپس آزادتر می‌شود. برداشتن هیپوکامپال از قدام به خلف ادامه پیدا می‌‌کند. حفره ایجاد شده بازبینی می‌شود و در ادامه فرآیند انعقاد انجام می‌پذیرد. باز کننده‌های جمجمه برداشته شده و غشای دورا بسته می‌شود. فلاپ استخوانی نیز به محل خود در جمجمه بازگردانده می‌شود.

 

تعداد بازدید از این مطلب: 1521
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : andayesh504
تاریخ : جمعه 15 شهریور 1392
نظرات 0

اختلال زبان و ارتباط در سکته مغزی شایع است و توسط گفتار درمان در تیم توانبخشی سکته مغزی درمان می شود.

آفازی ، اختلال در زبان است ولی ضایعات تیپیک که باعث آفازی می شوند درک مطلوب را تحت تاثیر قرار می دهند و استفاده از symbolicmaterial با هدف برقراری ارتباط معنی را مختل می کنند. معاینه زبان باید شامل بیان ، فهم زبانی ، نام بردن، خواندن، نوشتن، تکرار کردن باشد.

اگرچه زبان عملکردی است که مربوط به نیمکره چپ یا غالب است برخی عوامل ارتباطی مثل prosody )قواعد بدیعی ) تحت کنترل نیمکره غیر غالب است

آناتومی:

آفازی بروکا: ضایعه نزدیک اپرکولوم فرونتال(پیشانی) ، قدام به پره سنترال ژیروس به این ناحیه بروکا می گویند ویک ناحیه پره حرکتی  است و نزدیک ناحیه حرکتی دهان از کورتکس اولیه حرکتی قرار دارد. در این آفازی درک به طور خفیف تاثیر گرفته و نقص در بیان وجود دارد ،نمی توان آن را نقص تنها ی حرکتی دانست.

آفازی ورنیکه: بخش خلفی فوقانی اولین ژیروس تمپورال نزدیک کورتکس اولیه شنوایی .

ضایعاتی که نزدیک ناحیه بروکا وورنیکه هستند ولی خود آنها را درگیر نمی کنند به ترتیب آفازی ترانس کورتیکال حرکتی و حسی نامیده می شوند.

Aprosodia: ضایعات اپرکولوم فرونتال در نیمکره راست یا غیر غالب. این فرد به صورت flat صحبت می کند و نمی تواند روی جملات مورد نظر استرس وارد کند . ولی آنها می توانند مطالب هیجانی گفتار دیگران را بشنوند و درک کنند .

آگنوزیا : نقص در ناحیه پیشانی پریتال است. نمی توانند   prosody احساسی را در گفتار دیگران درک کنند ولی می توانند prosody را بدون اشکال بیان کنند.

آفازی conduction : اشکال در تکرار، آسیب فاسیکل قوسی ، فاسیکلی است که لوب تمپورال(گیجگاهی) را به فرونتال(پیشانی) وصل می کند. اشکال در خواندن (آلکسی) ، اشکال در نوشتن (آگرافی) یا قطع ارتباط ناحیه اولیه زبان با ناحیه اولیه بینایی است که به دلیل ضایعات موجود در ژیروس angular در محل اتصال لوب پس سری و تمپوروپریتال است.

Apraxia : نقص در انجام حرکات مهارتی بدون وجود نقص حرکتی، حسی یا شناختی است. اشکال در انجام کار های ساده مثل استفاده از قاشق ، شانه یا این کارها را به صورت زمخت انجام می دهند. اگر اشکال در زبان وجود داشته باشد تشخیص آپراکسی مشکل است چون معاینه کننده باید مطمئن باشد که فرد منظورش را می فهمد و دستور داده شده را درک کرده است . اشکال در انجام حرکت بای بای،  hitch hiking درسکته نیمکره چپ رخ می دهد و اندام غیر فلج در چپ را درگیر می کند.

قطع right cortical association area از نیمکره چپ به دلیل آسیب فیبرهای ant callosal .در این حالت مغز راست نمی تواند تشخیص دهد که مغز چپ چه کاری می خواهد انجام دهد.

بیماران با سکته مغزی پریتال راست مشکل در لباس پوشیدن دارند اگر چه قدرت و انعطاف پذیری کافی را دارند. این آپراکسی لباس پوشیدن نام دارد ولی آپراکسی واقعی نیست زیرا نقص عملکرد مهارتی حرکتی نیست بلکه نقص درک فضایی spatical perception است که فرد نمی تواند استین ها و گردن لباس را پیدا کند.

مشابه این، بیماران آپراکسی ساختمانی ،،مشکل در کپی کردن تصاویر دارند که به دلیل نقص visuospatial در سکته های پریتال راست رخ میدهد.

 

تعداد بازدید از این مطلب: 3200
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : andayesh504
تاریخ : جمعه 15 شهریور 1392
نظرات 0

ارتباط، گفتار و زبان

انسان موجودی اجتماعی است که بسیاری از لحظات زندگیش را در تبادل اطلاعات، احساسات، اندیشه و انتظارات خود و دیگران می گذراند. برقراری ارتباط با افراد که به معنی انتقال یک پیام  از فرستنده آن به گیرنده (ها) است، از راه های متنوعی صورت می گیرد. سخن گفتن یکی از کارآمدترین و در دسترس ترین ابزار ارتباطی انسان هاست. اما بسیاری از پیام ها از راه هایی همانند حالات چهره، حرکات بدن (مثل حرکت دست یا سر)، اشاره ها، آهنگ صدای گوینده و حتی زیروبمی  صدا یا سرعت گفتار او منتقل می شوند. به قول شاعر:

انسان موجودی اجتماعی است که بسیاری از لحظات زندگیش را در تبادل اطلاعات، احساسات، اندیشه و انتظارات خود و دیگران می گذراند. برقراری ارتباط با افراد که به معنی انتقال یک پیام  از فرستنده آن به گیرنده (ها) است، از راه های متنوعی صورت می گیرد. سخن گفتن یکی از کارآمدترین و در دسترس ترین ابزار ارتباطی انسان هاست. اما بسیاری از پیام ها از راه هایی همانند حالات چهره، حرکات بدن (مثل حرکت دست یا سر)، اشاره ها، آهنگ صدای گوینده و حتی زیروبمی  صدا یا سرعت گفتار او منتقل می شوند. به قول شاعر: رنگ رخساره خبر می دهد از سر درون. شاید برای بسیاری از شما پیش آمده که احساس کرده اید آنچه فرد مقابل شما می گوید، نظر واقعی او نیست و و این از چهره اش پیداست. مثلا سعی می کند خودش را خونسرد نشان دهد در حالی که صورتش بر افروخته است، بدنش ناآرام و بی قرار است و در حین صحبت دائما تپق می زند!  هرچند راه های غیر زبانی حجم وسیعی از اطلاعات را منتقل می کنند، اما به نظر نمی رسد کسی حاضر باشد از  ارتباط زبانی چشم پوشی کند.

اگر بخواهیم نگاه دقیق تری به ارتباط زبانی داشته باشیم لازم است با دو مفهوم مهم آشنا شویم:

·         زبان: زبان را می توان به عنوان یک رمزمشترک اجتماعی یا نظام قراردادی تعریف کردکه با استفاده از نمادهای قراردادی وترکیب قانونمند این نمادها با یکدیگر، برای نشان دادن مفاهیم، به کار گرفته می شود. مثلا بین افراد فارسی زبان یک قرارداد وجود دارد مبنی بر اینکه برای نام بردن از آنچه که موجب روشنی روز و تابش آفتاب میشود، از کلمه "خورشید" استفاده کنند. در تمام زبان ها از کنار هم قرار دادن کلمات ، جمله می سازند. چگونگی کنار هم  بودن کلمه ها از قوانین خاصی پیروی می کنند که اگر رعایت نشوند، ممکن است جمله را از نظر دستوری و یا معنایی خراب کنند. مثلا: ترکیب « علی آمدند و برادرش» از نظر دستوری غلط است . چراکه ترتیب کلمات آن به هم ریخته است. اما جمله « سیب علی را خورد »، از نظر  معنایی اشتباه است.

ارتباط زبانی ممکن است به شکل گفتاری و یا نوشتاری برقرار شود.

·         گفتار شکل خاصی از ارتباط زبانی است که در آن  از  نشانه های آوایی قراردادی برای برقراری ارتباط استفاده می شود. گفتار یک پدیده اجتماعی و آموختنی است. پس اگر نوزادی به هر دلیلی از جامعه انسانی دور نگه داشته شود، و یا به قدر کافی در معرض گفتگو قرار نگیرد، سخن گفتن را اصلا یا به صورت کامل یاد نمی گیرد.

در هر ارتباطی یک فرد تلاش می کند تا منظور خود را از راه هایی که گفته شد به دیگران برساند. حال اگر کسی در فرستادن پیام خود و یا درک پیام های سایر افراد مشکلی داشته باشد، مشکوک به داشتن اختلال زبانی یا گفتاری است. تشخیص و درمان این اختلالات بر عهده آسیب شناسان گفتار و زبان ( متخصصین گفتاردرمانی) است.

تعداد بازدید از این مطلب: 1115
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : andayesh504
تاریخ : جمعه 15 شهریور 1392
نظرات 0

دو زبانگی یا یادگیری همزمان دو زبان

هر کسی می تواند یک زبان جدید بیاموزد. هرچند این کار برای برخی افراد راحت تر است اما برای همه امکان پذیر می باشد. افرادی که می توانند به دو زبان صحبت کنند، دوزبانه نامیده می شوند.

کودکان نیز می توانند دوزبانه باشند. آن ها می توانند زبان دوم را در خانه، مدرسه یا محیط جامعه فرابگیرند. برخی از کودکان هردو زبان را خیلی خوب می آموزند. اما گاهی اوقات یک زبان را بهتر از دیگری می دانند. زبانی را که کودک بهتر می داند، زبان غالب می نامند. ممکن است در طول زمان، زبان غالب تغییر کند، به ویژه اگر کودک به طور منظم از آن استفاده نکند.

به دوزبان سخن گفتن مانند هر مهارت دیگری است. آموختن آن نیازمند تمرین زیادی است که یاری والدین را در تدارک چنین  فرصتی می طلبد. بدون تمرین، ممکن است درک هردوزبان یا صحبت کردن با آن ها برای کودکان دشوار باشد.

چگونه دوزبانه بودن را به فرزندم بیاموزم؟

راه های متعددی وجود دارد تا به کودکان بیاموزیم به بیش از یک زبان سخن بگویند. شما می توانید:

  • از ابتدا از هردو زبان استفاده کنید. بسیاری از کودکان در شرایطی رشد می کنند که دوزبان را همزمان می آموزند.
  • در خانه فقط از یک زبان استفاده کنید. کودک با ورود به مدرسه زبان دوم را خواهد آموخت.
  • فرصت های متعددی برای کودک فراهم کنید تا هردو زبان را بشنود و استفاده از آن ها را در موقعیت های مختلف تمرین کند.

آیا یادگیری دو زبان می تواند باعث بروز مشکلات گفتار و زبان شود؟

خیر. در سراسر جهان کودکان زبان های متعددی می آموزند، بدون این که به مشکلات گفتار و زبان مبتلا شوند. مهارت های زبانی کودکان دو زبانه نیز همانند سایر کودکان رشد می کنند.

از کودکی که بیش از یک زبان می آموزد چه انتظاری داشته باشم؟

هر کودک دوزبانه ای منحصر به فرد است. رشد مهارت ها در دو زبان بستگی به میزان و کیفیت تجارب کودک در استفاده از هردو زبان دارد. برخی از راهنمایی  های اساسی در ادامه می آیند:

  • همچون سایر کودکان، کودکان دو زبانه نخستین کلمات خود را در حدود سن یکسالگی بیان می کنند( مثل ماما، بابا ). حدود دو سالگی بیشتر کودکان دو زبانه از عبارات دو کلمه ای استفاده می کنند ( مثل "توپ من" یا "آب نه"). این همان مراحل برجسته  رشد گفتار و زبان است که کودکان تک زبانه نیز طی می کنند.
  • گه گاه ممکن است کودک قواعد دستوری دو زبان را با هم مخلوط کند یا هم زمان در یک جمله از واژه های هردو زبان استفاده نماید. این یکی از بخش های طبیعی رشد زبان در دو زبانه هاست.
  • وقتی زبان دوم مطرح است، ممکن است برخی از کودکان برای مدتی خیلی صحبت نکنند. گاهی اوقات ممکن است این "دوره سکوت"چند ماه طول بکشد. این هم طبیعی و گذراست.

برای کمک به دوزبانه شدن فرزندم از چه منابعی می توانم استفاده کنم؟

  • کتاب ها.شما می توانید برای فرزندتان به هردو زبان کتاب بخوانید. کتاب فروشی ها، کتاب خانه ها و اینترنت کتاب های مورد نیاز شما را تامین می کنند.
  • نوار صوتی و سی دی.نوارها و سی دی هایی که به زبان دیگری باشند هم مفید هستند. آواز خواندن هم راه بسیار خوبی برای معرفی زبان دوم است که می تواند بسیار هم سرگرم کننده باشد.
  • نوارهای ویدیو و دی وی دی ها.برنامه های کودکانه به بسیاری از زبان ها موجودند. این برنامه ها اغلب به کودکان اعداد، حروف، رنگ ها و کلمات پایه را یاد می دهند.
  • برنامه های زبان.کودکان می توانند زبان دوم را در اردو های زبان یا در برنامه های آموزشی دو زبانگی فرابگیرند. این وضعیت به کودکان فرصت می دهد تا با سایر بچه ها به هر دو زبان صحبت کنند. برنامه برخی از مدارس به گونه ای است که به کودکان امکان می دهد تا از سنین پایین زبان دوم را بیاموزند.

اگر کودک من در برقراری ارتباط مشکل داشته باشد، آیا باید تنها از یک زبان استفاده کنم؟

در چنین شرایطی بهتر است با کودک خود به زبانی صحبت کنید که راحت ترید. حتی اگر او در مدرسه از زبان دیگری استفاده می کند هم این موضوع صادق است. اما سعی کنید که تغییر ناگهانی در وضعیت معمول فرزندتان ایجاد نکنید. این کار استرس آور است.

درصورتی که کودک در هر دو زبان با مشکل روبرو باشد، ممکن است به کمک تخصصی نیاز پیدا کند.

تعداد بازدید از این مطلب: 1354
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : andayesh504
تاریخ : جمعه 15 شهریور 1392
نظرات 0

كنش پريشي (آپراكسي گفتار) در كودكان

کنش پریشی گفتار چیست؟

کنش پریشی گفتار کودکان یک اختلال گفتاری حرکتی است. کودکان مبتلا به این اختلال در گفتن صداها، هجاها و کلمات مشکل دارند. این مشکل ناشی از ضعف عضلات یا فلجی نیست. بلکه برنامه ریزی مغز برای حرکت بخش هایی از بدن که در گفتار دخالت دارند (مانند لب ها، فک و  زبان) دچار اشکال است.کودک می داند که می خواهد جه بگوید، اما مغز او در هماهنگ کردن حرکات عضلاتی که برای گفتن این کلمات مورد نیاز هستند با مشکل روبروست.

علائم کنش پریشی گفتار کودکان کدامند؟

همه کودکان مبتلا به کنش پریشی گفتار مثل هم نیستند. تمامی علائمی که در ادامه به آن ها اشاره می شود ممکن است در هر کودکی دیده نشوند. لازم است کودک توسط یک آسیب شناس گفتار و زبان (گفتاردرمانگر) که در مورد کنش پریشی دانش کافی داشته باشد، مورد ارزیابی قرار گیرد تا وی بتواند احتمال وجود سایر علل اختلالات گفتاری را نفی کرده و تشخیص قطعی بدهد. موارد کلی که انتظار وجود آن ها می رود عبارتند از:

 

در سنین بسیار پایین:

  • کودکان مبتلا دردوره نوزادی کوکو (صداسازی نوزادان دو- سه ماهه) و قان و غون نمی کنند.
  • نخستین کلمات دیر پیدا می شوند و اغلب در تلفظ آن ها بعضی صداها حذف می شوند.
  • تنوع آواهایی که تولید می کنند ( واکه ها و همخوان ها) کم است.
  • در پیوتد دادن صداها به یکدیگر مشکل دارند، ممکن است بین صداها مکث های زیادی وجود داشته باشد.
  • به طرق مختلفی کلمات را ساده تر می کنند. مثلا صداهای ساده تر را جانشین صداهای سخت ترکرده یا صدای سخت را حذف می  کنند ( هرچند همه کودکان چنین کاری می کنند، اما این وضعیت در کودکان مبتلا به آپراکسی (کنش پریشی) گفتار بیشتر دیده می شود.).
  • ممکن است در خوردن مشکل داشته باشند.

کودکان بزرگتر:

  • در تلفظ صداها خطاهای بی ثباتی دارند که علت آن نداشتن رشد کافی نیست.
  • درک زبانیشان بسیار بهتر از توانایی بیانی آن هاست.
  • در تقلید از گفتار دیگران مشکل دارند، اما گفتار تقلیدیشان بهتر از گفتار خودبخودی آن هاست.
  • وقتی برای تولید صدایی تلاش می کنند و یا سعی می کنند لب ها، زبان و فک ها را برای حرکت مورد نظرشان هماهنگ سازند، ممکن است حرکاتشان کورمال کورمال به نظر برسند.
  • هرچه کلمات یا عبارات طولانی تر باشند در بیان آن ها بیشتر مشکل دارند.
  • به نظر می رسد که وقتی مضطرب هستند بیشتر مشکل دارند.
  • درک گفته های آن ها مخصوصا برای افراد ناآشنا سخت است.
  • به صورت متغیر و با آهنگ یکنواخت صداسازی می کنند، یا روی هجاها یا کلمات نامناسب تکیه می گذارند.

سایر مشکلات بالقوه

  • ضعف در لب ها، فک و/ یا زبان
  • تاخیر در رشد زبان
  • سایر مشکلات زبان بیانی مانند درهم ریختگی ترتیب کلمات در جمله و به یاد آوردن کلمات
  • مشکلاتی در هماهنگی یا اجرای حرکات ظریف
  • حساسیت بیش از اندازه یا کمتر از حد در دهان (مثلا از مسواک زدن یا غذاهای ترد خوششان نمی آید و یا ممکن است  نتوانند از طریق لمس چیزی را که در دهان دارند تشخیص دهند).
  • کودکان مبتلا به کنش پریشی یا سایر مشکلات گفتاری ممکن است در یادگیری خواندن، نوشتن و هجی کردن هم با مشکل مواجه باشند.

کنش پریشی چگونه تشخیص داده می شود؟

انجام یک ارزیابی شنوایی توسط شنوایی شناس می تواند احتمال وجود آسیب شنوایی را که از علل اختلالات گفتاری است منتفی سازد.

آسیب شناس گفتار و زبان که در این زمینه تجربه دارد، کودک را ارزیابی می کند. این ارزیابی شامل ارزیابی دهانی –حرکتی، آهنگ گفتار و رشد آواهای گفتاری است. گفتاردرمانگر می تواند کنش پریشی (آپراکسی) را تشخیص داده و احتمال سایر اختلالات گفتاری را نفی کند، مگر این که فقط بتواند یک نمونه گفتار محدود بگیرد که در این صورت تشخیص نسبتا با چالش مواجه می شود.

ارزیابی دهانی –حرکتی شامل موارد زیر است:

  • بررسی وجود علائمی از ضعف یا تون عضلانی پایین در لب ها، فک یا زبان (چنین حالتی اصطلاحا دیزآرتری نامیده می شود)
  • بررسی میزان هماهنگی در حرکات دهانی از طریق واداشتن کودک به تقلید حرکات غیر گفتاری (مثل حرکت زبان به طرفین، لبخند زدن، اخم کردن، جمع کردن لب ها)
  • ارزیابی هماهنگی و توالی حرکات گفتاری از طریق ارائه تکالیفی مانند انجام سریع و متوالی حرکات گفتاری (دیادوکوکینتیک)که برای انجام آن لازم است فرد زنجیره ای از صداها را (مثل پا، تا،کا) تا جایی که می تواند تند تکرار کند.
  • بررسی توانایی های عادتی از طریق آزمودن مهارت های کودک در عملکرد یا موقعیت های روزمره زندگی (مثل لیسیدن آب نبات) و مقایسه آن با موقعیت های غیر عملکردی یا از پیش تعیین شده ( مانند تظاهر به لیسیدن آب نبات)

ارزیابی آهنگ گفتار (لحن) شامل موارد زیر است:

  • شنیدن گفتار کودک برای مطمئن شدن از این که می تواند در هجاهای کلمات و واژه های درون جملات تکیه های مناسبی به کار ببرد.
  • مشخص کردن این که آیا کودک می تواند با استفاده از تغییر در زیر و بمی و مکث حالات مختلف جملات را نشان بدهد؟ (  مانند: جملات پرسشی و خبری) ویا بخش های گوناگون جمله را مشخص کند؟ ( مثلاً: بین عبارات مکث کند نه در وسط یک عبارت)

ارزیابی صداهای گفتاری (تلفظ صداهای کلمات) عبارت است از:

  • ارزیابی واکه ها و همخوان ها (صامت ها و مصوت ها)
  • بررسی این که کودک تا چه حد می تواند صداها را به صورت منفرد یا در ترکیب با یکدیگر تولید کند (هجاها و شبه کلمات )
  • مشخص کردن این که دیگران تا چه حد می توانند گفتار کودک را در سطح تک کلمه، عبارات و گفتگو درک کنند.

ضمناً ممکن است آسیب شناس گفتار و زبان جنبه های درکی و بیانی زبان کودک و مهارت های تحصیلی او را ارزیابی کند تا مشخص شود که آیا مشکلات دیگری هم به طور همزمان وجود دارد یا خیر؟

کنش پریشی (آپراکسی) گفتار کودکان چگونه درمان می شود؟

تحقیقات نشان می دهند که اگر کودک مبتلا به آپراکسی جلسات درمانی متناوب ( 3 تا 5 مرتبه در هفته) و فشرده داشته باشد، موفقیت درمان بیشتر خواهد بود. تاثیر جلسات انفرادی نیز بیشتر از جلسات گروهی است. با پیشرفت کودک، نیاز به جلسات درمانی کمتر شده و جلسات گروهی هم ممکن است بهتر باشند.

 مداخله در مورد کودکی که مبتلا به آپراکسی تشخیص داده شده بربهبود طرحریزی، توالی و هماهنگی حرکات عضلات گفتاری متمرکز است. تمریناتی که منحصر به"تقویت"عضلات دهان باشند ، اگر با تمرکز بر تولید گفتار همراه نشوند تأثیری نخواهند داشت. کنش پریشی (آپراکسی) اختلال در هماهنگی گفتاراست، نه در قدرت.

برای بهبود گفتار ، کودک باید سخن گفتن را تمرین کند. با این وجود، بازخورد گرفتن از برخی از حواس مانند راهنماهای لمسی یا دیداری (مانند نگاه کردن در آینه ) هم به اندازه بازخوردهای شنیداری مفید خواهد بود. با چنین بازخوردهای چند حسی کودک با آمادگی بیشتری می تواند به تکرارر هجاها، کلمات، جملات و گفته های طولانی تر پرداخته وهماهنگی و توالی عضلانی مورد نیاز گفتار را افزایش دهد.

در صورتی که کنش پریشی گفتار سخن گفتن را بسیار سخت کند، می توان به مُراجع زبان اشاره یا یک سیستم ارتباطی جانشین یا مکمل (augmentative and alternative communication) را آموخت (مثل یک لپ تاب که گفته ها را بنویسد یا بیان کند). وقتی کودک در تولید گفتار پیشرفت کرد نیاز او به این سیستم ها کمتر می شود، اما می توان همچنان برای پشتیبانی از گفتارو یا تا زمانی که کودک به سطوح بالاتر پیچیدگی های زبانی برسد از آن ها استفاده کرد.

تمرین در منزل از اهمیت بالایی برخوردار است. می توان به خانواده ها تمریناتی ارائه داد تا به پیشرفت کودک کمک کنند و اجازه دهند که کودک راهبرد های جدید را در خارج از اتاق درمان هم به کار گرفته و پیشرفت بهینه در مان را تضمین نمایند..

یکی دیگر از موارد مهمی که خانواده ها باید به خاطر بسپارند این است که درمان آپراکسی به زمان زیاد و تعهد نیاز دارد. کودکان مبتلا به این اختلال نیازمند آنند که یک محیط پشتیبان به آن ها کمک کند در  برقراری ارتباط احساس موفقیت داشته باشند. در مورد کودکانی هم که از خدمات دیگری همچون فیزیوتراپی یا کاردرمانی استفاده می کنند ، لازم است خانواده ها و متخصصین به گونه ای برنامه ریزی کنند که کودک بیش از اندازه خسته نشده و بتواند از جلسات درمانی بهترین استفاده را داشته باشد.

تعداد بازدید از این مطلب: 1149
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : andayesh504
تاریخ : جمعه 15 شهریور 1392
نظرات 0

اختلالات زبانی دوران رشد

اگر به روند رشد طبیعی گفتار و زبان کودکان نگاه کنید، متوجه می شوید که آن ها از بدو تولد در مسیر برقراری ارتباط با اطرافیان خود قدم بر می دارند و با توجه به عکس العمل هایی که دریافت می کنند، به تدریج یاد می گیرند که از طریق صداسازی، اشاره و کاربرد کلمات با دیگران رابطه برقرار کنند. برقراری ارتباط کلامی دو وجه عمده دارد اول درک پیام های دیگران و دوم بیان خواسته ها و نظرات خود. یک کودک سالم که در محیطی طبیعی رشد می کند، به طور معمول این مسیر را طی می کند. کم کم بر تعداد واژگانش اضافه می شود و هرچند ممکن است تا حدودی در تلفظ کلمات مشکل داشته باشد، گفتارش برای اغلب نزدیکان قابل فهم است. با افزایش سن این اشکالات تلفظی هم برطرف می شوند و در نهایت یک کودک 5-6 ساله می تواند با الگوی گفتاری بزرگسالان صحبت کند و آماده ورود به دبستان و یادگیری شکل دیگری از زبان یعنی خواندن و نوشتن (زبان نوشتاری) باشد.

کودکی که به هردلیل در هر سنی متناسب با آنچه که از هم سالان او انتظار می رود، صحبت نکند و در درک گفتار دیگران هم مشکل داشته باشد، مشکوک به اختلال زبانی دوران رشد (developmental language disorder)است. برخی از ویژگی های زبانی این کودکان از این قرار است:

·         خزانه لغات محدودی دارند. یعنی تعداد کلماتی که مفهوم آن ها را درک می کنند، کم است و به همین دلیل برای سخن گفتن هم کلمات کافی در اختیار ندارند.

·         جملات آن ها اغلب کوتاه و از نظر دستوری ناقص یا اشتباه است.

·         معمولاً در جملات خود از حروف اضافه و ربط استفاده نمی کنند. به همین دلیل جمله های مرکب یا پایه و پیرو در گفتار آن ها دیده نمی شود.

·         در گفتار خود بیشتر از اسامی استفاده می کنند و ممکن است فقط تعداد کمی از افعال را به کار ببرند.

·         ممکن است کمتر از ارتباط کلامی استفاده کرده و با اشاره و حتی گریه و فریاد برای رسیدن به خواسته های خود تلاش کنند.

·         اغلب گفتاری نامفهوم دارند و مادر و گاهی پدر تنها کسانی هستند که می توانند منظور او را حدس بزنند.

·         اختلالات زبانی ممکن است با کج خلقی، رفتارهای پرخاشگرانه و یا انزواطلبی و گوشه گیری همراه باشد.

·         نقص در حافظه و توجه و تمرکز،  ضعف حسی و حرکتی در ناحیه دهان، آبریزش دهانی و  بیش فعالی از مشکلاتی هستند که ممکن است همراه با اختلالات زبانی دیده شوند.

سبب شناسی اختلالات زبانی دوران رشد

 اختلالات زبانی دوران رشد به دلایل مختلفی به وجود می آیند. عقب ماندگی ذهنی، کم شنوایی، اختلالات نافذ رشد (pdd)مانند اوتیسم و آسپرگر، مشکلات عاطفی و روانی، نقص در توجه که ممکن است همراه با بیش فعالی یا بدون آن باشد، همگی از عوامل مؤثر در ایجاد یا تشدید این اختلال هستند.

بدیهی است اختلالات زبانی همچون سایر مشکلات، از نظر شدت درجات مختلفی دارد و ممکن است در حد خفیف تا بسیار شدید دیده شود.

درمان اختلالات زبانی دوران رشد، بر عهده متخصصین گفتار درمانی است. به دلیل اینکه چنین اختلالاتی معمولا با مشکلات دیگری از جمله مسائل رفتاری، حرکتی یا ادراکی نیز همراه هستند، درمان کودک مبتلا نیازمند کار گروهی چندین متخصص ازجمله کاردرمانگر، روانشناس و شنوایی شناس خواهد بود.

تعداد بازدید از این مطلب: 1342
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : andayesh504
تاریخ : جمعه 15 شهریور 1392
نظرات 0

کنش پریشی( آپراکسی ) گفتار در بزرگسالان

کنش پریشی یک اصطلاح کلی است. این عارضه ممکن است بخش های مختلفی از بدن همانند دست یا پا را درگیر سازد. کنش پریشی گفتار، یک اختلال گفتاری حرکتی است. این اختلال در اثر صدمه به بخش هایی از مغز که مسئول کنترل سخن گفتن هستند، بوجود می آید. سایر اصطلاحاتی که در این مورد به کار می روند عبارتند از: کنش پریشی گفتار، کنش پریشی اکتسابی گفتار، کنش پریشی کلامی و دیس پراکسیا.

افراد مبتلا به کنش پریشی گفتار در ترتیب گذاری صداها در کلمات یا هجاها مشکل دارند. شدت این مشکل بستگی به شدت صدمه مغزی دارد.

کنش پریشی گفتار در کودکان هم دیده می شود. برای دریافت اطلاعات در این مورد به صفحه اختلالات گفتاری کودکان مراجعه فرمایید.

برخی از علائم و نشانه های کنش پریشی (آپراکسی ) گفتار کدامند؟

افراد مبتلا به کنش پریشی گفتار می دانند که می خواهند چه کلمه ای را بیان کنند، اما مغز آن ها در هماهنگ ساختن حرکات عضلانی که برای بیان آن کلمه مورد نیاز است، با مشکل روبروست. ممکن است چیزی کاملاً متفاوت، حتی یک کلمه ساختگی بگویند. مثلاً، ممکن است فرد مبتلا تلاش کند که بگوید "ساکت"، اما به جای آن بگوید "تامد" یا حتی "کاست". احتمال دارد که این فرد اشتباه خود را تشخیص بدهد و سعی کند کلمه صحیح را دوباره بگوید ، گاهی او موفق می شود، و گاه چیز دیگری کاملاً متفاوت بر زبان می آورد. چنین وضعیتی ممکن است به احساس سرخوردگی کامل در فرد بیانجامد و فهم گفتار او را برای دیگران مشکل سازد.

کنش پریشی گفتار می تواند به درجات متفاوتی از خفیف تا شدید دیده شود. افراد کنش پریش ممکن است این علائم را داشته باشند:

  • مشکل در تقلید صداهای گفتاری
  • مشکل در تقلید حرکات غیر گفتاری در ناحیه دهان( این حالت آپراکسی دهانی نامیده می شود)، مانند بیرون آوردن زبان
  • حرکات کورمال و آزمایش و خطا در هنگام تلاش برای تولید صداها
  • در موارد شدید، ناتوانی از تولید هرگونه آوایی
  • خطاهای متغیر و بی ثبات
  • کاهش سرعت گفتار
  • افراد مبتلا تا حدی توانایی "گفتار خودبخودی" یا گفتار عادتی خود را حفظ می کنند، مانند گفتن " سلام، چطوری، خوبی؟"

کنش پریشی ممکن است همزمان با دیزآرتری( ضعف عضلانی که بر روی تولید گفتار اثر می گذارد) و یا همراه با زبان پریشی (  آفازی، عارضه زبانی ناشی از صدمه مغزی) دیده شود.

کنش پریشی ( آپراکسی ) گفتار چگونه تشخیص داده می شود؟

یک آسیب شناس گفتار و زبان ( گفتار درمانگر ) می تواند فرد را ارزیابی کند. نتایج به دست آمده از این ارزیابی، ماهیت و شدت کنش پریشی را مشخص خواهد کرد. این آسیب شناس می تواند امکان ابتلا به ضعف عضلانی ( دیزآرتری ) و یا سایر مشکلات موجود در برقراری ارتباط و یا مشکل بیمار در بلعیدن خوراکی ها را نیز مورد بررسی قرار دهد.

کنش پریشی چگونه درمان خواهد شد؟

آسیب شناس گفتار و زبان با فرد مبتلا به آپراکسی گفتار کار می کند تا توانایی گفتاری و تمام مهارت های ارتباطی او را افزایش دهد. اغلب لازم است که عضلات گفتاری برای تولید صحیح صداها و توالی آن ها در کلمات، مجدداً آموزش ببینند. تمریناتی طراحی می شوند که به بیمار اجازه می دهند صداها را بارها و بارها تکرار کرده و حرکات دهانی صحیح برای تولید صدا را تمرین نمایند. گاهی لازم است فرد مبتلا به کنش پریشی سرعت گفتار خود را کاهش داده یا به قدری شمرده صحبت کند که بتواند تمام صداهای ضروری را درست ادا نماید. در موارد شدید ممکن است بیمار نیاز به استفاده از روش های ارتباطی مکمل یا جایگزین، مانند استفاده از اشارات ساده و یا لوازم مصنوعی الکترونیکی داشته باشد.

تعداد بازدید از این مطلب: 1620
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : andayesh504
تاریخ : جمعه 15 شهریور 1392
نظرات 0

زبان پریشی ( آفازی )

زبان پریشی چیست؟

زبان پریشی ( آفازی ) اختلالی است که در اثر صدمه به بخش هایی از مغز که با زبان (language)در ارتباط هستند به وجود می آید. زبان پریشی منجر به مشکلاتی در صحبت کردن، گوش دادن، خواندن و نوشتن می شود.این مشکلات ممکن است در برخی یا همه ی زمینه های مذکور و به درجات مختلف دیده شود.

در بیشتر افراد راست دست و حدود نیمی از افراد چپ دست، صدمه به نیمه ی چپ مغز باعث زبان پریشی خواهد شد. صدمه به نیمه راست مغز در افراد مبتلا باعث بروز مشکلاتی فراتر از اختلالات گفتار و زبان خواهد شد.

افراد مبتلا به زبان پریشی ممکن است با اختلالات دیگری نیز دست به گریبان باشند از جمله : دیزآرتری (اختلال گفتار ناشی از فلجی یا ضعف عضلات گفتاری ) ، کنش پریشی یا مشکلات بلع.

برخی از علائم و نشانگان زبان پریشی کدامند؟

گروهی از افراد مبتلا به زبان پریشی در به کار بردن واژه ها و جملات با مشکلات روبرو می شوند ( زبان پریشی بیانی). برخی هم در درک گفته های دیگران مشکل دارند ( زبان پریشی دریافتی). گروهی از افراد زبان پریش هم در استفاده از کلمات و هم در درک گفته ی دیگران به تقلا می افتند ( زبان پریشی کلی).

ممکن است زبان پریشی، زبان شفاهی ( سخن گفتن و درک) یا زبان نوشتاری ( خواندن و نوشتن ) را تحت تأثیر قرار دهد. به طور معمول، خواندن و نوشتن بیشتر از سخن گفتن و درک صدمه می خورند.

زبان پریشی از میزان خفیف تا شدید دیده می شود. شدت مشکلات ارتباطی بستگی به مقدار و مکان ضایعه در مغز دارد.

فرد مبتلا به آفازی خفیف

·         ممکن است بتواند در بیشتر نشست ها از پس مکالمات طبیعی بربیاید.

·         ممکن است در شرایطی که گفته ها طولانی یا پیچیده باشند از درک زبانی عاجز بماند.

·         ممکن است در پیدا کردن کلمات برای بیان منظور خود یا یک ایده مشکل داشته باشد ( به این حالت آنومی یا اختلال در نامیدن گفته می شود ) . این وضعین شبیه آن است که شما احساس کنید کلمه مورد نظرتان "نوک زبان شماست."

فرد مبتلا به زبان پریشی شدید

·         ممکن است از هر چه به او گفته می شود، هیچ درکی نداشته باشد.

·         ممکن است گفتار محدودی داشته یا اصلاً صحبت نکند.

·         ممکن است عبارات معمول و شایع مانند، "بله" ، "خیر" یا "سلام" را تا حد زیادی صحیح بیان کند.

ویژگی های زبان پریشی بیانی

·         فقط در حد تک کلمه صحبت می کند. ( مثلاً نام اشیا)

·         با عبارات کوتاه و یا قطعه قطعه صحبت می کند.

·         واژه های کوچک مانند حروف ربط و اضافه ( "و" ، "از" ، "تا" ) را حذف می کند. ( به همین دلیل گفتارش "تلگراف" مانند می شود)

·         ترتیب قرارگیری کلمات در جملات و عبارات را به هم می ریزد.

·         کلمات یا صدا ها را تغییر می دهد ( مثلاً به جای "میز" می گوید "تخت" یا به جای "لباس شویی" می گوید "شباس لویی" )

·         کلمه سازی می کند (کلمات نامفهوم )

·         کلمات با معنی و بی معنی را به دنبال هم و به صورت روان ولی بی معنی ردیف می کند.

ویژگی های زبان پریشی دریافتی

·         برای درک پیام های کلامی به وقت بیشتری نیاز دارد. ( مثل اینکه از یک زبان خارجی ترجمه می شود )

·         دنبال کردن گفتار سریع برایش بسیار مشکل است. ( مثل اخبار رادیو و تلویزیون )

·         پیچیدگی های زبانی را به غلط تعبیر می کند یا از ضرب المثل ها معنی تحت اللفظی برداشت می کند . ( مثل سنگ از آسمان می بارد.)

·         سرخوردگی فرد زبان پریش و شنونده، ممکن است به شکست در برقراری ارتباط منجر شود.

در بیشتر موارد، فرد زبان پریش از هر دو شکل بیانی و درکی زبان پریشی به درجات مختلف رنج می برد.

زبان پریشی چگونه تشخیص داده می شود؟

آسیب شناس گفتار و زبان ( گفتار درمانگر) به منظور برآورده ساختن کلیه ی نیاز های فرد مبتلا، به طور مشترک با خانواده ی او و سایر متخصصین ( اعم از پزشک ، پرستار، عصب –روان شناس، کاردرمانگر، فیزیوتراپ و مددکار اجتماعی ) کار می کند. برای نمونه، فردی که سکته کرده است معمولاً مشکلات حرکتی مانند ضعف در یک نیمه بدن خواهد داشت که نیازمند درمان توسط فیزیوتراپیست یا کاردرمانگر است.

گفتاردرمانگر فرد را ارزیابی می کند و نوع و شدت زبان پریشی او را مشخص می نماید. ارزیابی با بررسی زمینه های ارتباطی زیر انجام می شود:

گفتار

·         روانی گفتار، کیفیت صدا و بلندی آن

·         میزان وضوح گفتار فرد

·         قدرت و هماهنگی عضلات گفتاری ( زبان و لب ها )

درک

·         درک و به کارگیری خزانه لغات ( واژگان ) و دستور زبان ( نحو )

·         درک و پاسخ گویی به پرسش های "بله –خیر"ی ( مانند اسم شما علیه؟ ) وسؤالات " که –چه "ای ( مثلاً با مداد چه می کنیم؟)

·         درک گفتار گسترده –فرد به یک داستان کوتاه یا یک ماجرای واقعی گوش می دهد و به سؤالاتی که بر مبنای متن تهیه شده اند ( یعنی پاسخ آن ها عیناً در متن وجود دارد) و پرسش های استنباطی درباره ی موضوع پاسخ می دهد (فرد باید طی بحث بر اساس اطلاعاتی که در متن وجود دارد به پاسخ مناسب برسد).

·         توانایی دنبال کردن دستوراتی که هم از نظر طول و هم پیچیدگی افزایش می یابند.

·         توانایی تعریف یک داستان ( نمونه ی گفتار ) هم به شکل شفاهی و هم به صورت کتبی

بیان

·         آیا فرد می تواند مراحل مورد نیاز برای تکمیل یک فعالیت را توضیح دهد یا یک داستان تعریف کند که روی یک موضوع متمرکز باشد و توالی وقایع را در آن رعایت نماید؟

·         آیا می تواند در یک تصویر که نشان دهنده ی یک فعالیت است، موضوع مربوطه را توصیف کند؟

·         آیا داستان گویی او به هم مرتبط و دارای یک ارتباط منطقی است یا دنبال کردن آن دشوار است؟

·         آیا می تواند کلماتی را که برای بیان منظور خود به آن ها نیاز دارد، بازیابی کند؟

·         آیا منظور خود را از طریق جملات کامل بیان می کند، یا جملات و عبارات تلگرافی و یا تک کلمه؟

 

ارتباط اجتماعی

·         مهارت های ارتباطی اجتماعی ( جنبه کاربرد شناختی زبان )

·         توانایی درک یا تعریف لطیفه ها، طعنه و گفته های کنایه آمیز، و مطالب غیر واقعی قصه ها و تصاویر (مثلاً: اگر کسی در هوای آفتابی چتر خود را باز کرده باشد، کجای کارش عجیب است؟)

·         توانایی آغاز گفتگو، رعایت نوبت در حین بحث و بیان واضح افکار با استفاده از کلمات و جملات متنوع

·         توانایی توضیح یا بازگویی گفته، وقتی فرد شنونده نمی تواند منظور او را بفهمد.

خواندن و نوشتن

·         خواندن و نوشتن حروف، کلمات، عبارات، جملات و پاراگراف

سایر موارد

·         ارزیابی بلع ( در صورت نیاز )

·         توانایی استفاده از وسایل ارتباطی جایگزین یا مکمل (AAC)  ( در صورت نیاز )

این اطلاعات هم از طریق مشاهده ی سازمان یافته و هم به وسیله ی آزمون های رسمی گردآوری می شوند.

درمان های موجود برای افراد زبان پریش کدامند؟

برای افراد مبتلا به زبان پریشی درمان های مختلفی وجود دارد. نوع درمان بستگی به نیازها و اهداف فرد مبتلا دارد. برنامه های خاصی وجود دارند که در آن ها از ابزارهای کامپیوتری یا چاپی استفاده می شود. دیدگاه هایی هم موجودند که چندان رسمی نیستند. برای بیشتر افراد استفاده ی هم زمان از فعالیت های رسمی و غیر رسمی مناسب تر است.

تعداد بازدید از این مطلب: 1445
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : andayesh504
تاریخ : جمعه 15 شهریور 1392
نظرات 0

ناتوانی های یادگیری با منشأزبانی یا نارساخوانی (dyslexia)

ناتوانی یادگیری وابسته به زبان، اختلالی است که در آن فرد مبتلا نمی تواند متناسب با سن و پایه تحصیلی خود خواندن، نوشتن و یا هجی کردن را بیاموزد. این اختلال ناشی از پایین بودن توان ذهنی و هوش فرد نیست. بیشترافرادی که مبتلا به این اختلال تشخیص داده شده اند، بهره هوشی متوسط یا بالاتر داشته اند.

علائم اختلال در یادگیری کدامند؟

اختلال ویژه در یادگیری خواندن معمولاً نارساخوانی یا dyslexiaنامیده می شود. اما اصطلاح " اختلال یادگیری با منشأ زبانی" و یا به طور خلاصه "اختلال یادگیری"مناسب تر به نظر می رسد چرا که به رابطه بین زبان گفتاری و زبان نوشتاری اشاره می کند. بیشتر افراد مبتلا به نارساخوانی مبتلا به مشکلات زبان گفتاری نیز بوده یا هستند.

کودکان مبتلا به نارساخوانی فقط با کلمات نوشته شده مشکل دارند هرچند که در موارد شدیدتر هم با کلمات نوشته شده و هم با واژه های گفته شده هم مشکل خواهند داشت. این افراد معمولاً علائم زیر را نشان می دهند:

·         ناتوانی در واضح بیان کردن منظور خود، به گونه ای که کلمه مورد نظر نوک زبانشان است ولی بیرون نمی آید. گفتار کودک ممکن است مبهم بوده و یا فهمیدن آن سخت باشد، چراکه از کلمات نامناسبی استفاده می کند و یا واژه های مورد نظرش را به یاد نمی آورد . مثلاً  مدام از کلمه "چیز" یا "این" به جای آنچه به یادش نمی آید استفاده کرده و یا "ام...ام..." می کند تا زمان بگیرد و سعی کند کلمه ای را که می خواهد به یاد آورد.

·         مشکل در یادگیری کلمات جدیدی که می شنوند ( کلماتی که در درس جدید و یا حین شنیدن یک سخنرانی می شنود) ویا می بینند ( مثلاً در کتاب یا مجله).

·         مشکل در درک سؤالات و یا دستوراتی که می شنوند ویا می خوانند.

·         مشکل در یادآوری اعداد متوالی مثل شماره تلفن ها

·         مشکل در درک و به خاطر سپردن جزئیات وقایع یک داستان و یا سخنرانی کلاسی

·         مشکل در درک و خواندن یک مطلب

·         مشکل در یادگیری کلمات شعرها و سرودها

·         مشکل در تشخیص چپ و راست و به همین علت در خواندن و نوشتن هم با سختی روبرو می شوند، چراکه این فعالیت ها نیز هردو نیازمند جهت یابی هستند

·         مشکل در تشخیص حروف و اعداد

·         مشکل در یادگیری الفبا

·         مشکل در تشخیص صدای حروف که منجر به اشکال در خواندن می شود

·         مشکل در ترکیب کردن حروف متوالی کلمات در موقع نوشتن

·         مشکل در ترکیب منظم و مرتب اعداد در انجام محاسبات ریاضی

·         مشکل در هجی کردن و دیکته نوشتن

·         مشکل در به خاطر سپردن جداول زمانی ( مثل برنامه هفتگی)

·         مشکل در بیان زمان ( مثل اینکه امروز چند شنبه است یا ساعت چند است).

تعداد بازدید از این مطلب: 1019
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : andayesh504
تاریخ : پنج‌شنبه 14 شهریور 1392
نظرات 0

مغز چیست؟

مغز بخشی از سامانه عصبی اندام انسان است و در جمجمه قرار دارد. حرکت اندام ها، خواب، گرسنگی، تشنگی و بسیاری دیگر از رفتارهای حیاتی بشر در کنترل مغز است. همه احساسات بشری، از عشق و نفرت گرفته تا ترس و خشم و شور و غم، توسط مغز ایجاد و کنترل می شود. تفسیر سیگنال های دریافت شده توسط اندام ها (چشم، گوش، پوست، زبان،…) نیز برعهده مغز است. فرایافت هایی چون «آگاهی و هوشیاری» و «باهوشی و خردمندی» هم صفت هایی است که ارتباط مستقیم با عملکرد مغز انسان دارد.

مغز بشر با وزن تقریبی 1.4 کیلوگرم، یکصد میلیارد یاخته عصبی (neuron) را شامل می شود که بوسیله رشته هایی بنام آسه (axon) و تارگان عصبی (dendrite) با یکدیگر در ارتباط اند. یاخته های عصبی، قشر خاکستری مغز را تشکیل می دهند؛ درحالیکه تارهای عصبی و آسه ها قشر سفید مغز هستند. مغز ما همچنین سلول هایی بنام یاخته های پشتیبان (glial cells) دارد. زمانی تصور می شد این یاخته ها کار پشتیبانی از نرون ها را انجام می دهند، اما امروز می دانیم که کار اصلی آنها، تقویت سیگنال های عصبی است.

 

بخش های مغز و وظیفه ها

بخش سطحی مغز را فرامغز (cerebrum) می نامیم. فرامغز به دو نیمه راستی و چپی تقسیم می شود. از دیرباز گفته می شد که نیمه چپ مربوط به احساسات و نیمه راست مربوط به منطق است. امروزه می دانیم که این گفته فقط تا اندازه ای صحیح است و نمی توان آنرا بعنوان قاعده ای کلی پذیرفت. امروز می دانیم که زبان و گویش به نیمه چپ فرامغز ارتباط دارد.

بخش «پس سری» (occipital lobe) ویژه بینایی است و در بالای آن بخش بخش «آهیانه ای» (parietal lobe) قرار دارد که ویژه حرکت، جهت، موقعیت، و محاسبه است. پشت گوش بخش «گیجگاهی» (temporal lobe) قرار دارد که مسوول «شینیدن»، «تفسیر سخن»، و تا اندازه ای حافظه است. در جلو هم بخش پیشانی یا قدامی (frontal lobe & prefrontal lobe) قرار دارد که پیشرفته ترین و انسانی ترین قسمت مغز بشر است و مسوولیت تصمیم گیری، برنامه ریزی، کنترل توجه، و حافظه کاری را برعهده دارد. پشیمانی، اخلاق، و همدردی هم با همین دو بخش در ارتباط است.

درست زیر سطح فرامخ، cingulate cortex قرار دارد که با مدیریت رفتار و احساس درد در ارتباط است (cortex cingulate را بخشی از پیشانی می دانند). اما در زیر این قشر «آژخ» یا corpus callosum قرار دارد که دو نیمکره مغز را به یکدیگر وصل می کند. بخش هایی بنام basal ganglia هم مسوول حرکت، انگیزه، و پاداش است.

Limbic system بخشی است که در زیر قسمت پیشانی قرار دارد و در همه پستانداران مسوول «میل» و «اشتها» است. بخش های مربوط به احساسات هم در زیر پیشانی قرار دارند. «تالاموس» که یک ایستگاه رله ی سیگنال های حسی است و «هیپوتالاموس» که مسوول ترشح هورمون در بدن است و با دمای بدن در ارتباط است هم در زیر بخش پیشانی مغز قرار دارد.

پشت مغز بخشی بسیار پیچ در پیچ و پرچین قرار دارد که مخچه (cerebellum) نامیده می شود. مخچه الگوهای حرکتی، عادت ها و رفتارهای تکراری که ما بدون فکر کردن انجام می دهیم را ذخیره می کند.

 

میان مغز و ساقه مغز (midbrain and brainstem) هم مسوول رفتارهایی هستند که ما کنترلی بر آنها نداریم؛ رفتارهایی چون تنفس، ضربان قلب، فشار خون، و الگوی خواب. کنترل سیگنال های رد و بدل شده میان مغز و اندام ها (از طریق نخاع) هم بر عهده این دو بخش است.

روش دیگر، تقسیم مغز به دو قشر حسی (sensory cortex) و قشر حرکتی (motor cortex) است.

 

زبان و مغز

در بسیاری از افراد، نواحی مربوط به زبان، در نيمه چپ مغز قرار دارد. با اين حال، پژوهشهای تازه ( با استفاده از توموگرافی ، به روش گسيل پوزيترون) نشان می دهد که نيمه دیگر مغز نيز در فرايند زبان، بی تاثير نيست.

در سال 1836، Marc Dax  پس از تشريح تعدادی از بيماران خود که ناتوانی گفتاری داشتند، اعلام نمود که قسمت چپ مغز همه آنها دچار آسيب بوده است. چندی بعد، Paul Broca جراح فرانسوی، بيماری را زير نظر گرفت که تنها می توانست يک واژه را به زبان آورد: “tan”!! به همين دليل، بروکا او را تن ناميده بود! پس از مرگِ تن در سال 1861، بروکا وی را تشريح کرد و متوجه وجود آسيب در ناحيه چپ پيشانی قشر مغزی وی شد. اين قسمت از مغز را امروزه با نام “ناحيه بروکا” می شناسيم. «ناحیه بروکا» نقش چشمگیری در تولید و فراوری زبان، یعنی چینش جمله، استفاده از دستور صحیح، و… غیره دارد.

در سال 1876، Karl Wernicke پزشک آلمانی، بخش ديگری از مغز را که دچار آسيب ديدگی شده و ايجاد زبان پريشی کرده بود، کشف نمود. اين بخش  (ناحيه ورنيک) ،  عقب تر  و  پايين تر از ناحيه بروکا قرار دارد  و  بوسيله يک دسته  از  تارهای عصبی، به نام Arcuate Fasciculus، با آن در ارتباط است. در صورت پارگی اين تارهای عصبی، فرد دچار بيماری “زبان  پريشی رسانشی” می شود. مبتلايان به اين بيماری، زبان را می فهمند اما نمی توانند آنچه را که می فهمند، به درستی بيان کنند! «ناحیه ورنیک» نقش چشمگیری در پردازش زبان، یعنی درک کردن جمله ها و قاعده های دستوری شنیده شده یا خوانده شده دارد.

بخش مهم ديگری از قشر مغزی که با فرايند گويش در ارتباط است، “قشر حرکتی” يا (motor cortex)  نام دارد. اين بخش، مسووليت حرکت ماهيچه ها را بر عهده دارد.

بر اساس الگوی پیشنهادی «Norman Geschwind»، عصب شناس آمریکایی (ارایه شده در دهه های 60 و 70 میلادی) واژه ای که به گوش شما می رسد، ابتدا بصورت سیگنال هایی در «قشر شنیداری» مغز بررسی و سپس به ناحیه ورنیک فرستاده می شود که در همسایگی آن قرار دارد. ناحیه ورنیک میان داده های دریافتی و داده هایی که پیشتر در حافظه مغز ذخیره شده ارتباط معنادار ایجاد می کند و به شما اجازه می دهد که مفهوم سخن دریافت شده را درک کنید. حال اگر واژه ای را بخوانید، آن واژه ابتدا وارد «قشر دیداری» مغز شده و نتیجه بررسی سیگنال ها از مسیر Angular Gyrus به ناحیه ورنیک فرستاده می شود.

 

اکنون ببینیم که آسیب به هر یک از بخش های ورنیک و بروکا چه پیامدهایی خواهد داشت:

آسيب به ناحيه ورنيک

آسيب به ناحيه بروکا

زبان پريشی ورنيک:

* فرد مبتلا، توانايی فهم زبان را از دست خواهد داد.

* فرد می تواند به روشنی سخن  بگويد اما ترتيب واژه هايی که بکار می برد، روی هم، جملاتی بی معنی می سازد! اين نوع گويش را “سالاد واژگان” (word salad) می نامند. چون اینگونه به نظر می رسد که واژه ها مانند سبزی های سالاد مرتب شده اند!!

زبان پريشی بروکا:

* از دست دادن توانايی سخن گفتن.

* فرد مبتلا، زبان را بخوبی می فهمد.

* واژگان ، بدرستی اداء نمی شوند.

* فرد مبتلا، آرام و بريده بريده سخن مي گويد.

90 درصد انسان ها «راست دست» و ده درصد «چپ دست» هستند. در 97 درصد از «راست دستان»، بخش چپ مغز بیشترین تاثیر را در فرایند زبان دارد و تنها 3 درصد از آنها برای پردازش و تولید زبان به نیمه راست مغز خود اتکا دارند. حال آنکه در 19 درصد از «چپ دستان»، بخش راست مغز فرایند زبان را کنترل می کند و در 68 درصد از آنها، هر دو نیمه مغز فعال اند. پس تنها 13 درصد از «چپ دستان» برای تولید و پردازش زبان از نیمه چپ مغز خود بهره می گیرند.

دکتر George Ojemann از دانشگاه واشینگتن اواخر دهه 1980 نشان داد که ناحیه های مربوط به زبان در انسان های مختلف می تواند تفاوت داشته باشد. با این حال پژوهش های او، نظریه های «ورنیک» و «بروکا» را تایید کرد.

پژوهشی هم در دانشگاه «سین سیناتی» ایالت اوهایو انجام شده و در سال 2004 در 56 امین نشست سالانه آکادمی نورولژی آمریکا مطرح شده است که نشان می دهد شاید توانایی زبانی در انسان ها از پس از 25 سالگی به تدریج از حالت تک بخشی خارج شده و میان دو بخش مغز تقسیم می شود.

تعداد بازدید از این مطلب: 1747
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


در هر نفسی دو نعمت موجود است هر نفسي كه فرو ميرود ممد است و چون بر می‌آید مفرح ذات پس خدای را شکر کن، موقع دم و خدای را شکر کن به هنگام بازدم


عضو شوید



فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران