آمار مطالب

کل مطالب : 78
کل نظرات : 0

آمار کاربران

افراد آنلاین : 0
تعداد اعضا : 2

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 1
باردید دیروز : 0
بازدید هفته : 2
بازدید ماه : 191
بازدید سال : 272
بازدید کلی : 272
نویسنده : andayesh504
تاریخ : پنج‌شنبه 20 دی 1397
نظرات 0

راهنمای انتخاب لنز عینک

لنزی که برای عینک طبی خود انتخاب می‌کنید، از فریم آن مهم‌تر بوده و غالبا تعیین‌کننده‌ی راحتی شما با عینک‌تان خواهد بود. انتخاب و خرید لنز عینک کار ساده‌ای نیست و بسیاری از مشتریان به علت وجود انواع لنزها، ویژگی‌ها و پوشش‌های آن‌ها، هنگام خرید دچار سردرگمی می‌شوند. این نوشته راهنمای انتخاب لنز عینک طبی خواهد بود که اطلاعات مفیدی راجع به سایر لنزها از جمله لنز عینک‌های آفتابی در اختیارتان قرار می‌دهد.

وقتی که شما عینک می‌خرید، فریم آن از لحاظ ظاهر و راحتی اهمیت دارد. اما لنز عینک در چهار عامل ظاهر، راحتی، دید و ایمنی موثر است. اشتباهی که بسیاری از افراد هنگام خرید عینک دچار می‌شوند این است که وقت زیادی روی بررسی و انتخاب لنز عینک‌ها نمی‌گذارند و بیشتر در انتخاب فریم وسواس به خرج می‌دهند. اطلاعاتی که در ادامه می‌آید، برای تمام درجه‌ی چشم لنزها، دوربینی، نزدیک‌بینی و آستیگماتیسم صادق است.

هندسه‌ی لنزها برحسب نوع ضعف چشم

نوع ایراد دید و بینایی، تعیین‌کننده‌ی شکل هندسی لنز است. به عنوان مثال لنزهای مقعر یا کاو که به سمت داخل انحنا دارند برای رفع ایراد نزدیک‌بینی بکار می‌روند. در حالی که لنزهای محدب یا کوژ که به سمت بیرون انحنا دارند برای رفع ایراد دوربینی استفاده می‌شود. برای تصحیح آستیگماتیسم که به علت اعوجاج در شکل قرنیه ایجاد می‌شوند، از لنز استوانه‌ای‌شکل غالبا استفاده می‌شود. به عبارت دیگر طبق شکل‌های زیر، عینک وسیله‌ای است که پرتوهای نور را به درستی روی شبکیه متمرکز می‌کند.

 انواع جنس لنز عینک‌ها

۱- لنزهای شیشه‌ای (Glass Lenses): در گذشته تمام لنز عینک‌های طبی از جنس شیشه بوده‌اند. گرچه این لنزها از لحاظ اپتیک و نورشناسی بهترین هستند اما سنگین بوده و به سادگی ممکن است بشکنند و ممکن است به چشم آسیب وارد شود. بنابراین دلایل امروزه دیگر چندان از لنزهای شیشه‌ای استفاده نمی‌کنند.

۲- لنزهای پلاستیکی (Plastic Lenses): در سال ۱۹۴۷، کمپانی لنز آرمورلایت در کالیفرنیا اولین لنزهای پلاستیکی سبک‌وزن عینک را معرفی کرد. این لنزها از پلاستیک پلیمری به نام CR-39 ساخته شده‌بودند. به علت وزن سبک (تقریبا نصف وزن لنز شیشه‌آی معادل)، قیمت کمتر و کیفیت بالای اپتیکال، CR-39 همچنان ماده‌ی محبوبی برای لنزهای عینک است.

۳- لنز‌های پلی‌کربنات (Polycarbonate Lenses): در اوایل دهه‌ی ۱۹۷۰، شرکت ژنتکس اولین لنز پلی‌کربنات برای ایمنی بیشتر عینک‌ها ارائه داد. کمی بعدتر در دهه‌ی ۱۹۸۰، لنزهای پلی‌کربنات بسیار محبوب شدند و تا امروزه مورد استفاده‌اند. این ماده در حالت اولیه برای قسمت چشمی کلاه ایمنی مورد استفاده در نیروی هوایی و به عنوان شیشه‌ی ضدگلوله برای بانک‌ها و سایر کاربردهای ایمنی ساخته شده‌بود. پلی‌کربنات بسیار سبک‌تر و مشخصا بسیار مقاوم‌تر در برابر ضربه نسبت به پلاستیک CR-39 است و ماده‌ی مورد ترجیح برای عینک کودکان، شیشه‌های ایمنی و عینک‌های ورزشی است. لنزهای پلی‌کربنات همچنین خاصیت محافظت اشعه‌ی فرابنفش در درون خود دارند.

۴- لنزهای پلاستیکی شاخص‌بالا (High-Index Plastic Lenses): در ۲۰ سال گذشته، در پاسخ به نیاز نازک‌تر و سبک‌تر بودن لنزها، برخی از تولیدکنندگان لنزهای پلاستیکی شاخص‌بالا ارائه داده‌اند که این لنزها دارای ضریب شکست بیشتر (به قسمت اول بخش زیر مراجعه کنید) و چگالی کمتری نسبت به CR-39 هستند. بنابراین برای چشم‌های ضعیف‌تر حتما توصیه می‌شود از این لنزها استفاده شود تا مانند گذشته مجبور نباشند از لنزهای ضخیم استفاده کنند.

۵- لنزهای تریوکس (Trivex Lenses):  این نوع لنزها، لنزهای عینک سبک‌وزن جدیدتری هستند که خواص مقاوم در برابر ضربه مانند لنزهای پلی‌کربنات دارند که توسط صنایع PPG در سال ۲۰۰۱ برای لنز عینک معرفی شدند. مزیت و برتری این لنزها نسبت به سایر لنزها، عدد ابه (به قسمت دوم بخش زیر مراجعه کنید) این لنزهاست که تصحیح بینایی بهتری را برای برخی از افراد نسبت به لنزهای پلی‌کربنات ارائه می‌دهند.

ویژگی‌های فنی لنزها

۱- ضریب شکست (Index of Refraction): شاخص انکسار یا ضریب شکست ماده‌ی لنز عینک، عددی است که نشان می‌دهد به طور بهینه ماده چه مقدار نور را می‌شکند (یا خم می‌کند) و در واقع وابسته به سرعت عبور نور از آن ماده است. به طور مشخص ضریب شکست نسبت سرعت نور در خلأ به سرعت نور در آن ماده است.

هرچه این عدد برای ماده‌ای بیشتر باشد، نور در آن ماده کندتر حرکت می‌کند و در نتیجه پرتوی نور به مقدار بیشتری می‌شکند (یا خم می‌شود). بنابراین با بیشتربودن این ضریب، ماده‌ی لنز کمتری نیاز است تا نور را به همان درجه‌ای خم کند، که لنزی با ضریب شکست کمتر خم می‌کند. در نتیجه برای یک درجه لنز عینک، لنز ساخته‌شده از ماده با ضریب شکست بالاتر، نازک‌تر از لنز ساخته‌شده از ماده با ضریب شکست پایین‌تر خواهد بود. در جدول ذیل قسمت بعد، ضریب شکست مواد مختلف مورد استفاده در لنزها بیان شده‌است.

۲- عدد ابه (Abbe Number): عدد ابه یک ماده‌ی لنز، یک مقدار قابل مشاهده و اندازه‌گیری است از مقداری که یک لنز طول موج‌های مختلف نور را هنگام عبور از لنز متفرق یا پراکنده می‌کند. لنزهایی که عدد پراکندگی پایین‌تری دارند، پراکندگی بیشتری ایجاد می‌کنند و باعث ابیراهی رنگی می‌شود که یک خطای قابل‌دید اپتیکال بوده و هاله‌های رنگی در اطراف اشیا و به خصوص اجسام نورانی ایجاد می‌کند.

در لنزهایی که عدد ابه کمتری دارند وقتی از لبه‌های لنز نگاه‌کنید، ابیراهی رنگی را بیشتر ملاحظه خواهیدکرد.  بنابراین سعی کنید لنزهایی را انتخاب کنید که عدد ابه بالاتری داشته‌باشند. لنزهای شیشه‌ای بیشترین و لنزهای پلی‌کربنات کمترین عدد ابه را دارند. نام عدد ابه از نام فیزیکدانی آلمانی به نام ارنست ابه که این خاصیت را کشف کرده، گرفته شده‌است. در جدول زیر مقایسه‌ی بین ضریب شکست و عدد ابه را برای مواد مختلف مشاهده می‌کنید.

ماده‌ی لنز ضریب شکست عدد ابه ویژگی‌های کلیدی و ایرادات
شیشه‌ای ۱٫۵۲۳ ۵۹ + اپتیک عالی، قیمت پایین

– سنگین، قابل شکستن

پلاستیکی ۱٫۴۹۸ ۵۸ + اپتیک عالی، قیمت پایین

– ضخامت بیشتر

پلی‌کربنات ۱٫۵۸۶ ۳۰ + مقاومت در برابر ضربه عالی، محافظت ۱۰۰% در مقابل UV، سبک‌تربودن

– پایین‌ترین عدد ابه و ایجاد ابیراهی رنگی

پلاستیکی شاخص‌بالا ۱٫۷۰ تا ۱٫۷۴ ۳۶ تا ۳۳ + نازک‌ترین لنزهای موجود، محافظت ۱۰۰% در مقابل UV، بسیار سبک

– عدد ابه پایین و ایجاد ابیراهی رنگی

۱٫۶۰ تا ۱٫۶۷ ۳۶ تا ۳۲ + نازک و سبک، محافظت ۱۰۰% در مقابل UV، ارزان‌تر از لنزهای پلاستیکی شاخص‌بالا ۱٫۷۰ تا ۱٫۷۴

– عدد ابه پایین و ایجاد ابیراهی رنگی

تریوکس ۱٫۵۴ ۴۵ + مقاومت در برابر ضربه عالی، محافظت ۱۰۰% در مقابل UV، سبک‌ترین لنزهای موجود

 

۳- طراحی غیرکروی (Aspheric Design): طراحی غیرکروی لنزها بدین صورت است که لنز از درجات متغیر خم روی سطحش ایجاد شده و باعث می‌شود بتوان لنزهای نازک‌تر و هموارتر نسبت به لنزهای کروی ساخت و کاربردهای بیشتری را برای لنزها ایجاد کرد. از آنجایی که این لنزها هموارتر از لنزهای کروی هستند، بنابراین درشت‌نمایی ناخواسته‌ی کمتری از چشم پوشنده‌ی عینک ایجاد می‌کنند که در ایجاد ظاهر مناسب‌تری موثر است. در برخی مواقع لنزهای غیرکروی وضوح بیشتری در نواحی دور لنز ایجاد می‌کنند. بسیاری از لنزهای پلاستیکی شاخص بالا، به صورت غیرکروی طراحی می‌شوند تا ظاهر و کاربرد اپتیکی بهینه‌تری ارائه دهند. در مورد لنزهای پلی‌کربنات و پلاستیکی، طراحی غیرکروی باعث افزایش قیمت لنز می‌شوند.

۴- حداقل ضخامت مرکز یا لبه‌ی لنز (Minimum Center Thickness or Edge Thickness): طبق استانداردهای تعیین‌شده برای ضدضربه‌بودن لنزها، محدودیت‌هایی برای نازک‌تراشیدن لنزها مشخص شده‌است. در لنزهای مقعر که برای تصحیح نزدیک‌بینی بکار می‌روند، نازک‌ترین قسمت لنز مرکز اپتیکی آن نام دارد و تقریبا در وسط لنز قرار گرفته‌است. در حالی که در لنزهای محدب که برای تصحیح دور‌بینی بکار می‌روند، نازک‌ترین ناحیه از لنز در لبه‌های آن واقع است. طبق استاندارد مقاومت در برابر ضربه FDA، لنزهای پلی‌کربنات و تریوکس باید دارای حداقل ضخامت مرکز یا لبه‌ی لنز برابر با mm 1.0 داشته باشند. در حالی که لنزهای ساخته‌شده از سایر مواد باید دارای حداقل ضخامت بیشتری باشند تا این استاندارد را پاس کنند.

اندازه و شکل فریم هم در ضخامت لنز موثر است، بخصوص هنگامی که درجه‌ی چشم شما بالا باشد. انتخاب فریم کوچک‌تر که مرکز لنز تقریبا در وسط هر چشمی آن قرار گیرد، می‌تواند ضخامت و وزن لنزهای شما را بدون توجه به جنس لنز کاهش دهد. به صورت کلی، نازک‌ترین لنزها برای درجه‌ی چشم شما، لنزهای غیرکروی است که از پلاستیک شاخص بالا ساخته‌شده و بر روی یک فریم کوچک‌تر خواهد نشست.

انواع پوشش و رفتار لنزها

۱- رفتار فتوکرومیک (Photochromic Treatment): این رفتار لنز را قادر می‌سازد که به صورت خودکار در پاسخ به اشعه‌ی ماورای بنفش نور خورشید و طیف آبی نور که پرانرژی است، تیره شود و سپس به سرعت این تیرگی رفع شود وقتی که در محیط نور داخل خانه قرار می‌گیرد. لنزهای فتوکرومیک برای تمام مواد لنزها و طراحی‌ها موجود است. این لنزها در ماشین تیره نمی‌شوند چون شیشه‌ی جلوی ماشین‌ها غالبا اشعه‌ی فرابنفش را مسدود می‌کند.

۲- رفتار پلاریزه (Polarized Treatment): نور بازتاب‌شده از آب یا سطوح هموار می‌تواند درخشندگی ناخواسته‌ای را ایجاد کند. لنزهای پلاریزه دارای فیلترهای شیار‌شیار ظریفی هستند که می‌تواند این نورهای بازتاب‌یافته از پرتوی خورشید از سطوحی چون آب، برف و سطوح هموار را کاهش دهد که برای کاربردهایی چون رانندگی و ورزش مفید هستند. این لنزها تصویر کریستالی مایع روی داشبورد ماشین‌ها را محو می‌کند.

۳- رفتار انسداد اشعه‌ی فرابنفش (UV-blocking Treatment): در معرض اشعه‌ی مضر فرابنفش خورشید قرارگرفتن در درازمدت طی عمر یک فرد، باعث ایجاد مشکلات چشمی وابسته به سن مانند آب مروارید و لکه‌ی خالدار می‌شود. بر این اساس، افراد باید از چشم خود در مقابل این اشعه از ابتدای کودکی خود، محافظت کنند. لنزهای پلی‌کربنات و تقریبا تمام لنزهای پلاستیکی شاخص بالا محافظت صددرصدی در مقابل اشعه‌ی فرابنفش به صورت ذاتی براساس خواص جذب‌کنندگی ماده‌ی لنز دارند. اما اگر لنز پلاستیکی CR-39 استفاده می‌کنید، این لنزها نیاز به یک پوشش اضافه‌ی محافظ در برابر اشعه‌ی فرابنفش دارند.

۴- پوشش‌های ضدبازتاب (Anti-reflective Coating): پوشش ضدبازتاب، بازتاب‌های نور را که موجب کاهش کنتراست و وضوح تصویر به خصوص در شب می‌شود، کاهش می‌دهد. این پوشش باعث می‌شود که لنز عینک تقریبا نامرئی شود و دیگران نیز از بازتاب نور از لنز عینک شما، اذیت نخواهند شد. این پوشش در هنگام عکس‌گرفتن از شما، درخشندگی را از لنز عینک شما کاهش می‌دهد. از آنجایی که لنزهای پلاستیکی شاخص‌بالا ضریب شکست بالاتری دارند، نور بیشتری را بازتاب می‌دهند پس نیاز بیشتری به پوشش ضدبازتاب دارند.

۵- پوشش‌های ضدخش (Anti-scratch Coating): پوششی است که روی لنزها اعمال می‌شود و از ایجاد خش روی لنز جلوگیری می‌کند. این پوشش‌ها گرچه محافظت ۱۰۰ درصدی در مقابل ایجاد خش نخواهند کرد، اما از ایجاد بسیاری از خش‌های ریز که به سادگی روی لنزهای عادی می‌افتد، جلوگیری می‌کند. امروزه بسیاری از لنزها این خاصیت را به صورت ذاتی دارند.

۶- پوشش آینه‌ای (Mirror Coating): اگر شما ظاهری آینه‌ای‌شکل برای لنزتان بپسندید و بخواهید چشمتان از پشت لنز مشخص نباشد، پوشش آینه‌ای را باید برای لنز انتخاب کنید. این پوشش در رنگ‌های مختلف نقره‌ای، طلایی و آبی وجود دارد.

۷- لنز‌های رنگی (Tinted lenses): گاهی رنگی بودن لنز، فوایدی برای دید خواهد داشت. به عنوان مثال لنز زرد رنگ، کانتراست را افزایش می‌دهد اما لنز خاکستری موجب تغییر رنگ ادراک‌شده می‌شود. یک رنگ ملایم برای لنز، همچنین نشانه‌های مسن‌شدن اطراف چشم را پنهان می‌کند

چند دید بودن لنزها

۱- لنز تک‌دید (Single Vision Lens): لنز تک‌دید برای حالتی است که تصحیح یک ایراد خاص برای کل میدان‌دید دور، میانه و نزدیک نیاز باشد. لنز تک‌دید یک نقطه‌ی کانونی برای کل سطح لنز دارد.

۲- لنز دودید (Bifocal Lens): در لنزهای دودید، بخش بالایی لنز معمولا برای دید دور بکار می‌رود در حالی که بخش پایین لنز برای دید نزدیک کاربرد دارد. معمولا بین این دو ناحیه با خطی روی لنز جدا شده‌است. این لنزها بیشتر برای افراد بالای ۴۰ سال تجویز می‌شود که توانایی فوکوس چشم‌شان براساس پیرچشمی کاهش یافته‌است. پیرچشمی یک ضعف چشم است که وابسته به سن فرد بوده و عدسی چشم در این حالت ضعیف شده و توانایی متمرکزکردن نور توسط آن به طور کلی کاهش می‌یابد.

۳- لنز سه‌دید (Trifocal Lens): لنز سه‌دید شبیه لنزهای دودید بوده با این تفاوت که در آن، دو ناحیه‌ی کانونی لنز توسط یک ناحیه‌ی میانی با اصلاح فوکوس میانه جدا می‌شود. این ناحیه‌ی میانی، برای بینایی در فاصله متوسط در حد فاصله‌ی کامپیوتر تا چشم یا فاصله‌ی قابل دسترسی با دست بکار می‌رود. روی این لنز دو خط وجود دارد که سه بخش را از هم جداکرده‌است.

۴- لنز تصاعدی/فاصله‌کانونی‌متغیر (Progressive/Varifocal Lenses): لنزهای تصاعدی یا فاصله‌کانونی‌متغیر یک تغییر هموار از تصحیح دید دور تا نزدیک ارائه می‌دهد و خطوط روی بخش‌های مختلف لنز را حذف می‌کند. بنابراین با استفاده از این لنزها دید واضحی در تمام فاصله‌ها از جمله‌ی فاصله‌ی متوسط بدست می‌آید.

تعداد بازدید از این مطلب: 10
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : andayesh504
تاریخ : دوشنبه 17 خرداد 1395
نظرات 0

تعداد بازدید از این مطلب: 14
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : andayesh504
تاریخ : چهارشنبه 10 تیر 1394
نظرات 0

آناتومی

آناتومی توصیف یا تشریح یک ساختار است، از راه جدا کردن تکه‌های مختلفی که بر هم سوار شده و آن ساختار را ساخته‌اند. واژه آناتومی anatomy از ترکیب پیشوند ana به معنای up (به مفهوم بر بالای هم سوار شده و ساخته شده و کالبد) با واژه یونانی temnenin به معنای (بریدن و قطعه قطعه کردن) بدست آمده است. و همان مفهوم از هم جدا کردن، اجزای یک کالبد را می‌دهد. آناتومی (کالبد شناسی) انسان human anantomy عبارتست از مطالعه ساختارهایی که تن (کالبد) انسان را تشکیل می‌دهند.

مقدمه

در بیان آناتومی گفته می‌شود که مطالعه ساختار بدن انسان است. البته بیشتر آناتومیستها این را قبول ندارند چرا که آنان بیان می‌کنند این تعریف بدون در نظر گرفتن اعمال مربوط به قسمتهای مختلف بدن است. بنابراین معنی دقیق آناتومی عبارتست از مطالعه ساختمان بدن و ربط آن به اعمال قسمتهای مختلف آن ساختمان. در بررسی آناتومی ، چنانچه بررسی با چشم غیر مسلح صورت گیرد آن را کالبد شناسی درشت بین (macroanatomy) گویند.
با کمک میکروسکوپ انجام گیرد، آن را کالبد شناسی ریزبین (microanatomy) یا بافت شناسی (histology) گویند. بالاخره شناسایی بدن انسان در دوره جنینی ، جنین شناسی یا رویان شناسی embryology نامیده می‌ شود. ولی واژه آناتومی یا کالبد شناسی ، در زبان فارسی ، بیشتر بیان کننده همان ماکروآناتومی است. بررسی عملی بدن انسان که روی جسد انجام می‌گیرد، کالبد شکافی یا تشریح خوانده می‌شود.

تاریخچه

اولین مطالعات مربوط به آناتومی ، توسط وسالیوس که یک آناتومیست فلمنگی قرن شانزدهم می‌باشد صورت گرفت. او توانست طرحهایی از قسمتهای مختلف بدن ، با چشم غیر مسلح رسم کند.

 

انواع آناتومی

امروزه آناتومی با یک صفت استفاده می‌شود که شاخه خاصی از آناتومی را بیان می‌کند.
آناتومی عملی: بطور معمول از شناخت و درمان کلینیکی استفاده می‌شود مثل استفاده از علم آناتومی در اجرای یک آزمایش فیزیکی بر روی بدن.

  • آناتومی کلینیکی: مطالعه آناتومی وابسته به عمل دارو.
  • آناتومی مقایسه‌ای: مطالعه آناتومی ارگانیسمهای مختلف با کشیدن شباهتها و تفاوتها در رابطه با ساختار و عملکرد.
  • آناتومی عرضی: آناتومی‌ای که بدن را در خلاف جهت طرح بدن بررسی می‌کند.
  • آناتومی تکامل: مطالعه فرایندهای زیستی از لقاح تا تشکیل یک انسان بالغ. جنین شناسی نوعی از این است که بطور گسترده در رابطه با فرایندهای تکاملی که قبل از تولد اتفاق می‌افتد درگیر است.
  • آناتومی ماکروسکوپیک: مطالعه آناتومی با چشم غیر مسلح بر روی برشهایی از قسمتهای مختلف بدن.
  • آناتومی میکروسکوپیک: مطالعه آناتومی با استفاده از میکروسکوپ نوری ، همچنین از میکروسکوپ الکترونی اسکن کننده نیز استفاده شده و قسمتهای کوچکتر از حد سلول را مطالعه می‌کنند.
  • آناتومی اعصاب: مطالعه سیستم عصبی مرکزی و محیطی.
  • آناتومی رادیوگرافیک: مطالعه آناتومی براساس تکنیکهای تصویرسازی مثلا تصویر برداری ، سی تی اسکن و اولتراسونوگرافی.
  • آناتومی منطقه‌ای: مطالعه آناتومی یک قسمت خاصی از بدن مثل قفسه سینه در این نوع همزمان همه سیستمهای زیستی مثل اسکلتی ، گردش خون و... و ارتباطات اعمال سیستمهای مختلف باهم و بطور همزمان در یک قسمت خاص از بدن مطالعه می‌شود.
  • آناتومی سطحی: آناتومی که مطالعه بر سطح خارجی بدن دارد که بخصوص در شناسایی و درمان مشکل کلینیکی مهم می‌باشد.
  • آناتومی مربوط به عمل جراحی: اجرا و مطالعه آناتومی بطوری که مربوط می‌شود به عمل جراحی که هدف آن ممکن است شناسایی یا درمان باشد.
  • آناتومی سیستمیک: مطالعه آناتومی بوسیله سیستمهای زیستی مثلا سیستم ماهیچه‌ای ، اسکلتی ، گردش خون و .. در این نوع یک سیستم زیستی بطور منفرد در کل بدن مطالعه می‌شود.

کاربردهای آناتومی

  • مقایسه آناتومی طبیعی یک انسان طبیعی با یک انسان بیمار و ارجاع بیماری به محل خاصی از بدن.
  • بررسی کلیه مراحل تکامل از زیگوت تا انسان بالغ.
  • استفاده از آناتومی در رده بندی موجودات مختلف.
  • استفاده از آناتومی در تعیین جنسیت جنین و ناهنجاریهای آن در سیستمهای مختلف.

آناتومی کالبدشناسی

یک شاخه از آناتومی به نام کالبد شناسی توصیفی می‌باشد که در آن بدن انسان را از جهت دارا بودن اعمال مشخصی به دستگاههای جداگانه تقسیم می‌کنند که با همدیگر ارتباط دارند. این دستگاهها به سه دسته عمده طبقه بندی می‌شوند.

  1. دستگاههای ارتباطی: دستگاههای ارتباطی عبارتند از: دستگاه حرکتی (استخوانها ، مفاصل ، عضلات)، دستگاه عصبی و دستگاه حواس.
  2. دستگاههای تغذیه‌ای: این دستگاهها ، نیز شامل چند دستگاه است که عبارتند از: دستگاههای گوارش ، گردش خون ، تنفس ، ادراری و غدد مربوط به آنها.
  3. دستگاههای تولید مثلی: این دستگاهها ، شامل دستگاه تناسلی مرد و زن می‌باشد که هر یک از یک عضو اصلی به نام بیضه (در مرد) و تخمدان (در زن) بوجود آمده‌اند. که سلولهای مخصوص تناسلی (اسپروماتوزوئید و اوول) را تولید می کند و نیز تعدادی مجاری و غدد وابسته که حرکات و ترکیب و رشد سلولهای مذکور را میسر می‌سازند.
تعداد بازدید از این مطلب: 813
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : andayesh504
تاریخ : سه‌شنبه 10 تیر 1393
نظرات 0

 

 

 

 

اعصاب مغزی یا جمجمه ای به انگلیسی( Cranial nerves):

قسمتی از دستگاه عصبی محیطی هستند که از هسته‌های ساقه مغز منشاء می گیرند ( به جز عصب بویایی و بینایی). تعداد اعصاب مغزی، دوازده جفت است. به غیر از اعصاب بویایی و بینایی که در حقیقت قسمتی از دستگاه عصبی مرکزی هستند، بقیه آن ها همانند اعصاب نخاعی، جزئی از دستگاه عصبی محیطی به شمارمی آیند. در ارتباط با نخاع، 31 جفت عصب نخاعی از نخاع منشعب می شوند. از تفاوت‌های مهم این دو بخش دستگاه عصبی محیطی نسبت به هم، این است که در اعصاب مغزی برخلاف اعصاب نخاعی، تقسیم پیوسته و منظمی به ریشه‌های قدامی (پیشین) و خلفی (پسین) وجودندارد. این مسئله، بیشتر به علت تکامل و پیچیده تر بودن اعصاب مغزی در مقایسه با اعصاب نخاعی است. اعصاب مغزی، عملکرد حسی خالص یا حرکتی خالص و یا عملکرد حسی-حرکتی دارند. عصب بویایی و بینایی فقط حسی هستند، درحالی که اعصاب مغزی مربوط به حرکات چشم(زوج‌های 3،4،6)، زوج 11 و زیرزبانی(عصب دوازدهم) فقط نقش حرکتی دارند. برخی از این اعصاب، همانند زوج‌های 9،7،5 و 10 مختلط(حسی-حرکتی)هستند. عصب هشتم مغز، اساساً یک عصب حسی است که در تعادل بدن نیز نقش دارد.

 

تعداد اعصاب مغزی دوازده جفت است که به ترتیب عبارتنداز:

1-عصب بویایی (Olfactory nerve)

2- عصب بینایی(Optic nerve)

3- عصب حرکتی چشمی(Oculomotor nerve)

4- عصب قرقره ای(Trochlear nerve)

5- عصب سه شاخه(Trigeminal nerve)

6- عصب اشتقاقی(Abducens nerve)

7- عصب چهره ای(Facial nerve)

8- عصب دهلیزی هلزونی(Vestibulocochlear nerve)

9- عصب زبانی حلقی(Glossopharyngeal nerve)

10- عصب واگ(Vagus nerve)

11- عصب فرعی(Accessory nerve)

12- عصب زیرزبانی(Hypoglossal nerve)

عصب بویایی (زوج یکم) و بینایی (زوج دوم) فاقد هسته هستند، درحالی که بقیه اعصاب مغزی دارای یک یا چند هسته می باشند.

 عصب بویایی (Olfactory nerve)

به نام زوج یکم شناخته می‌شود و همانند عصب بینایی فاقد هسته است. اطلاعات بویایی برخلاف پیام های سایر حواس، از هسته‌های تالاموس عبور نمی‌کنند. مسیر بویایی به قشر مغزیک طرفه است و هم چنین برخلاف بسیاری از راه های حسی دیگر که به طرف قشر مغز می روند، تقاطع نمی‌کنند. عصب بویایی، بسیار کوتاه است.

عصب بویایی جزیی از دستگاه بویایی می باشد که این دستگاه از قسمت های زیر تشکیل شده است:

اپی تلیوم بویایی.گیرنده‌های بویایی در این قسمت قرارمی گیرند. سلول های گیرنده‌های بویایی، فیبرهای عصب بویاییرا می سازند. این نورون ها، دوقطبی هستند و آکسون آن ها ازطریق استخوان اتمویید وارد جمجمه می شود و در نهایت به پیاز بویایی ختم می شوند.

 

  • پیاز بویایی.
  • مسیر بویایی که شامل راه بویایی و نوار بویایی است.
  • نواحی قشری بویایی در نیمکره‌های مغزی.

 عصب بینایی (Optic nerve)

زوج دوم مربوط به عصب بینایی بوده که جزئی از دستگاه بینایی است. ازنظر بافت شناسی، فیبرهای عصب بینایی از لایه هشتم شبکیه به نام لایه سلول های گانگلیونمنشاء می گیرند. آکسون سلول های گانگلیون شبکیه که در لایه نهم قرارمی گیرند، عصب بینایی را می سازند. ازنظر رویان شناسی، شبکیه یک برآمدگی از مغز پیشین (قدامی) و عصب بینایی، ماده سفید مغز پیشین است.هر عصب بینایی، در حدود یک میلیون آکسون از نوع سلولهای گانگلیون شبکیه را انتقال می دهد. بسیاری از سلول های عصب بینایی در ناحیه کیاسمای بیناییتقاطع می کنند و به طرف مقابل می روند و در طرف مقابل، راه بیناییرا ایجادمی کنند. البته بسیاری دیگر از آکسون ها بدون تقاطع، در راه بینایی همان طرف سیرمی کنند. بعد از راه بینایی، حدود 90% فیبرهای عصب بینایی به هسته زانویی خارجیتالاموس وارد می شوند و بقیه به کالیکولوس فوقانیبرجستگی فوقانی) و هسته پره تکتالمغز میانی می روند.

فیبرهایی که وارد هسته زانویی خارجی تالاموس می شوند، در تالاموس با نورون های مربوطه سیناپس می دهند و ازطریق تشعشع بیناییبه "قشر بینایی اولیه" در لوب پس سری(Occipital lobe) می روند که ناحیه 17 برودمن نامیده می شود. "قشر بینایی ارتباطی" نیز در دستگاه بینایی نقش دارد و ناحیه 18 و 19 برودمن را شامل می شود. فیبرهای "قشر بینایی ارتباطی" به برجستگی فوقانی(کالیکولوس فوقانی) می روند که می تواند به هسته‌های اعصاب مغزی 4،3 و 6 از طریق برجستگی فوقانی جهت عمل عضلات چشم اثر گذارد. این مسیر(ارتباط قشر بینایی ارتباطی با برجستگی فوقانی)در تنگ کردن مردمک به هنگام نگاه کردن به یک شیء از نزدیک (بدون رفلکس نوری مردمکی) نیز شرکت می کند.

فیبرهایی از عصب بینایی که وارد دو برجستگی فوقانی از برجستگی‌های چهار گانه مغز میانی می شوند، بیشتر جهت چرخش چشم ها، سر و تنه نقش دارند. فیبرهایی که به هسته پره تکتال در مغز میانی می روند، ازطریق هسته پاراسمپاتیکی ادینگر-وستفال باعث تنگی مردمک ها به هنگام تاباندن نور می شوند (رفلکس نوری مردمک.

 عصب حرکتی چشمی (Oculomotor nerve)

زوج سوم از اعصاب مغزی که فقط حرکتی است. این عصب به بسیاری از عضلات چشم عصب دهی می کند. رشته‌های پاراسمپاتیکی جهت تنگ کردن مردمک نیز ازطریق عصب سوم مغز انتقال می یابد. سومین عصب مغزی دو هسته در مغز میانی دارد:

  • هسته حرکتی چشمی(هسته اکولوموتور) جهت عضلات چشم
  • هسته ادینگر-وستفال جهت انقباض مردمک

عضلاتی که توسط زوج سوم مغزی عصب دهی می شوند:

  • رکتوس فوقانی جهت حرکت کره چشم به بالا
  • رکتوس تحتانی
  • رکتوس داخلی جهت حرکت کره چشم به داخل
  • مایل تحتانی
  • بالا برنده پلک فوقانی

 

 عصب قرقره ای (Trochlear nerve)

زوج چهارم مغزی است که هسته آن به همین نام در مغز میانی قراردارد. این عصب، عضله مایل فوقانی مربوط به چشم را عصب رسانی می کند. وظیفه ی این عضله، چرخش کره چشم به سمت پایین و داخل است.

 عصب سه شاخه (Trigeminal nerve)

این عصب زوج پنجم مغزی است که عملکرد حسی-حرکتی دارد. نواحی پوست صورت، دندان ها، گونه، چانه، غشاهای مخاطی دهان و بینی، حس درد زبان و قسمت پیشانی توسط عصب سه شاخه عصب دهی می شوند. هسته‌های عصب سه شاخه عبارتنداز:

  • هسته حرکتی عصب پنج (در پل مغزی
  • هسته حسی اصلی عصب پنج (در پل مغزی
  • هسته نخاعی عصب پنج (از پیاز نخاع تا قطعه C2 نخاع) که حسی است.
  • هسته مزانسفالیک عصب پنج در مغز میانی و ناحیه فوقانی پل مغزی) که در ارتباط با حس است.

آکسون های هسته حرکتی عصب پنج، به عضلات ذیل می روند که در عمل جویدن نقش دارند:

  • تمپورالیس
  • ماستر
  • پتریگویید خارجی
  • پتریگویید داخلی

 عصب اشتقاقی (Abducens nerve)

زوج ششم مغزی است که هسته ای به نام ابدوسنس یا اشتقاقی در ناحیه ی پل مغزی دارد. عضله رکتوس خارجی ازطریق آن عصب می گیرد. عمل عضله رکتوس خارجی، حرکت کره چشم به خارج است.

 عصب چهره ای (Facial nerve)

زوج هفتم را تشکیل می دهد که همانند زوج پنجم دارای شاخه‌های حسی-حرکتی است. عصب هفتم دارای چهار هسته است و نسبت به اعصاب محیطی دیگر، بیشتر درگیر می شود. آکسون‌های هسته حرکتی عصب چهره ای به عضلات صورت عصب رسانی می کنند. هسته حرکتی عصب هفتم در ناحیه پل مغزی قراردارد. عضلات دهان، بینی، پلک ها، ابروها، حرکت پوست سر و برخی از عضلات گردن توسط این عصب تغذیه می شوند. حس دو سوم پیشین زبان توسط عصب چهره ای تامین می گردد. عصب چهره ای، دارای فیبرهای پاراسمپاتیک جهت غدد اشکی، زیر فکی، زیر زبانی و مخاط بینی است.

فلج بل(Bell's palsy) که معمولاً شایع است، در آسیب های عصب هفتم ایجاد می شود. در این بیماری که به علت دیابت، تومورها و ... بروز می کند، عملکرد عضلات صورت سمت مبتلا با توجه به میزان آسیب، دچار اختلال می شود و به علت عملکرد صحیح عضلات در سمت سالم، چهره فرد نامتقارن می گردد.

 عصب دهلیزی حلزونی (Vestibulocochlear nerve)

زوج هشتم از اعصاب مغزی است که خود از دو عصب تشکیل می گردد:

  • عصب شنوایی(Audiatory nerve) یا حلزونی(Cochlear)
  • عصب دهلیزی(Vestibular nerve)

عصب شنوایی در هسته کوکلئار-در ساقه مغز محل پیوند پل مغز با پیاز نخاع- ختم شده و در شنیدن نقش دارد. منطقه شنوایی در لوب گیجگاهی(تمپورال) قشر مغز قراردارد. منطقه شنوایی اولیه شامل نواحی 41 و 42 برودمن است و منطقه شنوایی ارتباطی در ناحیه 22 برودمن قراردارد. عصب دهلیزی به همراه عصب شنوایی بوده و در هسته وستیبولار ختم می شود. هسته وستیبولار در محل اتصال پل مغزی و پیاز نخاع قرارمی گیرد. عصب دهلیزی در تعادل و همچنین حرکات هماهنگ چشم ها در ارتباط با حرکات سر نقش دارد. از نشانه‌های آسیب عصب دهلیزی، سرگیجه، تهوع و نیستاگموس است.

 عصب زبانی حلقی (Glossopharyngeal nerve)

این عصب،زوج نهم از میان دوازده جفت عصب مغزی است که دارای اعمال حسی و حرکتی است. عصب نهم ازنظر حسی، یک سوم پشتی زبان، مخاط حلق، شیپور استاش، لوزه‌ها و پرده صماخ را عصب دهی می کند. فیبرهای حرکتی از این عصب مغزی به نواحی کام نرم و گلو فرستاده می شود. هسته‌های زوج نهم در پیاز نخاع قراردارند که عبارتنداز:

  • هسته راه منزوی(جهت حس چشایی و عمومی
  • هسته آمبیگوس
  • هسته سالیواتوری تحتانی

عصب زبانی حلقی همانند عصب حرکتی چشمی(زوج سوم)، عصب چهره ای (زوج هفتم) و زوج دهم (عصب واگ) حاوی فیبرهای پاراسمپاتیک است. فیبرهای پاراسمپاتیک زوج نهم به غده بناگوشیمی روند.

 عصب واگ (Vagus nerve)

دهمین زوج مغزی است که دارای فیبرهای حسی و حرکتی است. حدود ۷۵% فیبرهای پاراسمپاتیک، ازطریق عصب واگ انتقال می‌یابد. هسته‌های عصب واگ که در پیاز نخاع قراردارند عبارتنداز:

  • هسته آمبیگوس
  • هسته راه منزوی(جهت چشایی سطح اپیگلوت و حس عمومی
  • هسته خلفی واگ

بیشتر فیبرهای عصب واگ مربوط به فیبرهای آوران احشایی است. این فیبرها از نواحی دستگاه تنفس، گوارش و قوس آئورت می‌باشد که وارد هسته راه منزوی(هسته منزوی)می‌شوند. فیبرهای حرکتی عصب دهم، از هسته آمبیگوس منشاء می‌گیرد و به عضلات داخلی حنجره، حلق، قسمت فوقانی مری، عضله بالا برندهٔ کام و یک عضله خارجی حنجره بنام کریکوتیرویید می‌روند. تنظیم کشش تارهای صوتی مربوط به زوج دهم است، بنابراین در ضایعات آن ممکن است خشونت صدابروز کند. فیبرهای پاراسمپاتیک (جزء پیش عقده‌ای) عصب واگ، به قلب، قفسه سینه و دستگاه گوارش می‌روند.

 عصب فرعی (Accessory nerve)

زوج یازدهم مغزی که فقط حرکتی است و شامل دو قسمت می باشد:

  • بخش مغزی به نام عصب فرعی جمجمه ای(Cranial accessory nerve)
  • بخش نخاعی به نام عصب فرعی نخاعی(Spinal accessory nerve)

عصب فرعی جمجمه ای از هسته آمبیگوس در پیاز نخاع منشاء می گیرد و ازطریق عصب واگ به عضلات داخلی حنجره و کام نرم می رود. عصب فرعی نخاعی از شاخ پیشین پنج قطعه(سگمان)فوقانی(C1-C5) نخاع، منشاء می گیرد و عضلات جناغی-چنبری-پستانیو ذوزنقه ایرا عصب دهی می کند. اگرچه اعصاب فرعی نخاعی و جمجمه ای در یک سانتیمتر اول، غلاف سخت شامه ای مشترکی دارند ولی هیچ گونه رشته ای بین آن دو مبادله نمی‌شود.

 عصب زیر زبانی (Hypoglossal nerve)

این عصب، زوج دوازده مغزی است که فقط عملکرد حرکتی دارد. عصب زیرزبانی از هسته هیپوگلوسال در پیاز نخاع مبدا می گیرد و عضلات داخلی و خارجی زبان را عصب رسانی می کند.

تعداد بازدید از این مطلب: 2724
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : andayesh504
تاریخ : جمعه 09 خرداد 1393
نظرات 0

تعداد بازدید از این مطلب: 1266
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : andayesh504
تاریخ : جمعه 15 شهریور 1392
نظرات 0

جراحی تشنج

 

درآمد

صرع عارضه‌ای است که در آن بیمار دچار تشنج‌های متوالی می‌شود. تشنج به عنوان یک اختلال در تخلیه الکتریکی سلول‌های عصبی مغز شناخته شده که موجب بروز مشکلاتی در فعالیت‌های عصبی، حرکتی و روانی فرد می‌گردد.
انواع تشنج به ناحیه اولیه‌ی مغز که دچار اختلال شده بستگی دارد. صرع نوعی تشنج نیست و تنها به رخ دادن متوالی تشنج اطلاق می‌شود. اگر دلیل رخ دادن تشنج‌ها مشخص نباشد، صرع اولیه و یا صرع ایدیوپاتیک نام دارد که ویژگی‌های آن شامل موارد زیر می‌باشد:

  • بروز چند فعالیت‌ غیر معمول الکتریکی در مغز موجب ایجاد تشنج‌ها می‌شود.
  • در اثر فعالیت‌های الکتریکی، ناحیه مشخصی از مغز متأثر می‌گردد که باعث نوع خاصی از تشنج می‌شود.
  • اگر تمامی نواحی مغز تحت تأثیر فعالیت‌های الکتریکی غیر معمول باشند، یک تشنج کلی ایجاد می‌شود. این بدین معناست که هوشیاری فرد از دست رفته و یا مختل می‌‌گردد. در این موارد معمولاً دست‌ها و پاها سخت شده و جهش دارند.
  • حین رخ دادن تشنج، نوعی خاصی از تشنج می‌تواند به نوع دیگری تبدیل شود. به طور مثال، یک تشنج می‌تواند به صورت نقطه‌ای یا پارشیال باشد و دست‌ها و پاها را تحت تأثیر قرار دهد و در ادامه فعالیت‌های ماهیچه‌ای در دیگر نواحی بدن گسترش می‌یابد و بدین ترتیب یک تشنج کلی رخ می‌دهد.
  • تشنج می‌تواند در اثر تب شدید در کودکان ایجاد شود که به عنوان صرع در نظر گرفته نمی‌شوند.

عوامل ایجادکننده صرع

افراد سالم ممکن است در شرایط خاص دچار تشنج شوند. اگر تشنج‌ها دلیل مشخصی داشته باشند، این عارضه به عنوان صرع ثانویه شناخته خواهد شد. برخی عوامل ایجاد کننده در ذیل آورده شده است:

  • وجود تومور
  • عدم توازن شیمیایی قند یا سدیم محلول در خون
  • صدمه به سر
  • استفاده از برخی مواد شیمیایی سمی و یا مصرف مواد مخدر
  • ترک الکل
  • سکته و خونریزی داخلی پس از آن
  • آسیب‌های حین تولد

علائم صرع

  • تشنج کلی: در این نوع تشنج تمامی نواحی مغز (قشرهای مغز) تحت تأثیر هستند.

    • بیمار در ابتدای تشنج با صدای بلند گریه کرده و یا صدایی تولید می‌کند، برای چند لحظه بدنش سخت شده و در ادامه حرکات ریتمیک در دست‌ها و پاها رخ می‌دهد. در انتها و به صورت تدریجی از شدت حرکات کاسته می‌شود.

    • معمولاً حین تشنج چشم‌ها باز است.

    • بازگشت به هوشیاری تدریجی بوده و طی چند لحظه رخ می‌دهد.

    • از دست دادن کنترل ادرار رایج است.

    • اکثر بیماران پس از یک تشنج کلی برای مدتی گیج هستند.
  • تشنج‌های موضعی یا پارشیال: تنها بخشی از مغز تحت تأثیر قرار می‌گیرد که به ناحیه تحت تأثیر فعالیت‌های غیر معمول الکتریکی وابسته است.

    • اگر ناحیه‌ای از مغز که مسئول کنترل حرکات دست است دچار اختلال گردد، تنها دست‌ها دچار حرکات ریتمیک یا جهش می‌شوند.

    • اگر دیگر نواحی مغز تحت تأثیر قرار گیرد، علائم آن شامل احساسات غیر طبیعی و یا حرکات تکرار شونده است مانند بازی‌ کردن با لباس و یا نشان دادن بیش از حد احساسات.

    • در برخی مواقع طی یک تشنج پارشیال بیمار گیج به نظر می‌رسد. از لحاظ سطح هوشیاری، پزشکان معمولاً لغت پیچیده را برای این بیماران که بین هوشیاری کامل و عدم هوشیاری هستند، بکار می‌برند.

    • نبود تشنج و یا بروز تشنج‌ مختصر که در کودکان شایع‌تر است.

    • نقص در هوشیاری که بیمار به صورت بی‌حرکت به نقطه‌ای خیره می‌شود.

    • چشم‌ها به صورت تکرار شونده باز و بسته شده و یا حرکات خاصی به صورت تکرار شونده انجام می‌شود.

    • معمولاً این نوع تشنج‌ها بسیار کوتاه هستند و در مدت چند ثانیه رخ می‌دهند. برخی بیماران در طول روز چندین مرتبه دچار این تشنج می‌شوند.

درمان

هدف از درمان عدم ایجاد تشنج، بدون بروز عارضه جانبی است. این هدف در بیش از 60% بیمارانی که داروهای ضد تشنج مصرف می‌کنند، تحقق می‌یابد. هر چند در بسیاری از بیماران موجب بروز عوارض جانبی شده و در برخی دیگر که دچار صرع مقاوم در برابر داروها هستند، تشنج متوقف نمی‌شود. مونوتراپی (تنها استفاده از یک نوع دارو) مهم است زیرا می‌تواند احتمال بروز عوارض جانبی را کاهش دهد و از تأثیر داروها بر روی یکدیگر جلوگیری کند. به علاوه مونوتراپی از پُلی‌تراپی ارزان‌تر خواهد بود.

درمان دارویی

عمده‌ترین درمان دارویی مصرف داروهای ضد تشنج است که انتخاب دارو به تشخیص دقیق سندرم صرع، مکانیزم پاتولوژیک آن، نوع تشنج و علائم خاص صرع بستگی دارد.

درمان جراحی

هر چند جراحی درون جمجمه دارای ریسک‌هایی است اما این ریسک‌ها با ریسک تشنج کنترل نشده برابری ندارد. یک بیمار کاندید برای جراحی باید از بی نتیجه بودن مصرف داروها مطمئن باشد و انتظار رود که تنها با انجام جراحی بهبود یابد.
دو دسته اصلی جراحی مغز برای درمان صرع در نظر گرفته می‌شود: درمانی و تسکینی. معمول‌ترین روش تسکینی روش کالوسوتومی قدامی است که برای بیماران دارای تشنج‌های غیر قابل درمان آتونیک، مناسب است. در مقابل جراحی آمیگدالوهیپوکامپکتومی (Amygdalohippocampectomy)، از جراحی‌های درمانی می‌باشد.

کالوسوتومی قدامی

این روش از قدامِ سر انجام می‌شود. تا زمانی که جسم پینه‌ای برش داده می‌شود از یک شانت کمری برای تخلیه مایع مغزی-نخاعی و دسترسی بهتر به ناحیه تحت عمل استفاده می‌گردد.
یک برش U شکل در بخش قدامی جمجمه ایجاد شده و یک ناحیه از جمجمه به صورت فلاپ برداشته می‌شود. از این مرحله به بعد برای مشاهده ناحیه، از یک میکروسکوپ استفاده خواهد شد. بعد از برش، چسبیدگی‌های بین قشر و فالکس (Falx) به وسیله‌ی کوتر دو قطبی جدا می‌شوند و جسم پینه‌ای قابل مشاهده خواهد بود. در ادامه دو شریان پریکالوسال جدا شده و جسم پینه‌ای از خط میانی آن برش می‌خورد. برش به صورت عمقی بوده تا اینکه به کاووم سپتوم پلوسیدیم وارد می‌شود.
به وسیله‌ی یک کوتر دو قطبی، جسم پینه‌ای بریده می‌شود. تاج، منقار و بدنه آن جدا شده و برداشتن آن از خلف ادامه پیدا می‌کند تا سپلینیوم سالم باقی بماند.
در این مرحله شانت برداشته شده و شرایط طبیعی فشار مایع مغزی-نخاعی بازیابی می‌شود. غشای دورا بسته شده و در نهایت فلاپ برداشته و بسته می‌شود.

آمیگدالوهیپوکامپکتومی

روش‌های دسترسی مختلفی برای آمیگدالوهیپوکامپکتومی مطرح شده‌اند اما به طور نمونه روش ترانس کورتیکال شرح داده می‌شود.
یک برش خطی در جمجمه ایجاد می‌شود. فاسیا تمپورال برش داده شده، از پری‌استئوم جدا شده و از طرفین باز می‌شود. با استفاده از نورونویگیشن (Neuronavigation)، برداشتن به سمت قطب تمپورال انجام می‌گیرد.
برداشتن چین‌های قشری (Gyrus) پاراهیپوکامپال با برداشتن آنکوس (Uncus) و پیشرفت به میانه و خلف انجام می‌پذیرد. برای جلوگیری از آسیب به شریانی خلفی سریبرال باید سومین عصب جمجمه‌ای، ساقه‌ی مغز و مرز پیا سالم نگهداشته شوند.
بعد از برداشتن چین‌های قشری پاراهیپوکامپال، برای حرکت به طرفین در فضای ایجاد شده، هیپوکامپس آزادتر می‌شود. برداشتن هیپوکامپال از قدام به خلف ادامه پیدا می‌‌کند. حفره ایجاد شده بازبینی می‌شود و در ادامه فرآیند انعقاد انجام می‌پذیرد. باز کننده‌های جمجمه برداشته شده و غشای دورا بسته می‌شود. فلاپ استخوانی نیز به محل خود در جمجمه بازگردانده می‌شود.

 

تعداد بازدید از این مطلب: 1514
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : andayesh504
تاریخ : جمعه 15 شهریور 1392
نظرات 0

اختلال زبان و ارتباط در سکته مغزی شایع است و توسط گفتار درمان در تیم توانبخشی سکته مغزی درمان می شود.

آفازی ، اختلال در زبان است ولی ضایعات تیپیک که باعث آفازی می شوند درک مطلوب را تحت تاثیر قرار می دهند و استفاده از symbolicmaterial با هدف برقراری ارتباط معنی را مختل می کنند. معاینه زبان باید شامل بیان ، فهم زبانی ، نام بردن، خواندن، نوشتن، تکرار کردن باشد.

اگرچه زبان عملکردی است که مربوط به نیمکره چپ یا غالب است برخی عوامل ارتباطی مثل prosody )قواعد بدیعی ) تحت کنترل نیمکره غیر غالب است

آناتومی:

آفازی بروکا: ضایعه نزدیک اپرکولوم فرونتال(پیشانی) ، قدام به پره سنترال ژیروس به این ناحیه بروکا می گویند ویک ناحیه پره حرکتی  است و نزدیک ناحیه حرکتی دهان از کورتکس اولیه حرکتی قرار دارد. در این آفازی درک به طور خفیف تاثیر گرفته و نقص در بیان وجود دارد ،نمی توان آن را نقص تنها ی حرکتی دانست.

آفازی ورنیکه: بخش خلفی فوقانی اولین ژیروس تمپورال نزدیک کورتکس اولیه شنوایی .

ضایعاتی که نزدیک ناحیه بروکا وورنیکه هستند ولی خود آنها را درگیر نمی کنند به ترتیب آفازی ترانس کورتیکال حرکتی و حسی نامیده می شوند.

Aprosodia: ضایعات اپرکولوم فرونتال در نیمکره راست یا غیر غالب. این فرد به صورت flat صحبت می کند و نمی تواند روی جملات مورد نظر استرس وارد کند . ولی آنها می توانند مطالب هیجانی گفتار دیگران را بشنوند و درک کنند .

آگنوزیا : نقص در ناحیه پیشانی پریتال است. نمی توانند   prosody احساسی را در گفتار دیگران درک کنند ولی می توانند prosody را بدون اشکال بیان کنند.

آفازی conduction : اشکال در تکرار، آسیب فاسیکل قوسی ، فاسیکلی است که لوب تمپورال(گیجگاهی) را به فرونتال(پیشانی) وصل می کند. اشکال در خواندن (آلکسی) ، اشکال در نوشتن (آگرافی) یا قطع ارتباط ناحیه اولیه زبان با ناحیه اولیه بینایی است که به دلیل ضایعات موجود در ژیروس angular در محل اتصال لوب پس سری و تمپوروپریتال است.

Apraxia : نقص در انجام حرکات مهارتی بدون وجود نقص حرکتی، حسی یا شناختی است. اشکال در انجام کار های ساده مثل استفاده از قاشق ، شانه یا این کارها را به صورت زمخت انجام می دهند. اگر اشکال در زبان وجود داشته باشد تشخیص آپراکسی مشکل است چون معاینه کننده باید مطمئن باشد که فرد منظورش را می فهمد و دستور داده شده را درک کرده است . اشکال در انجام حرکت بای بای،  hitch hiking درسکته نیمکره چپ رخ می دهد و اندام غیر فلج در چپ را درگیر می کند.

قطع right cortical association area از نیمکره چپ به دلیل آسیب فیبرهای ant callosal .در این حالت مغز راست نمی تواند تشخیص دهد که مغز چپ چه کاری می خواهد انجام دهد.

بیماران با سکته مغزی پریتال راست مشکل در لباس پوشیدن دارند اگر چه قدرت و انعطاف پذیری کافی را دارند. این آپراکسی لباس پوشیدن نام دارد ولی آپراکسی واقعی نیست زیرا نقص عملکرد مهارتی حرکتی نیست بلکه نقص درک فضایی spatical perception است که فرد نمی تواند استین ها و گردن لباس را پیدا کند.

مشابه این، بیماران آپراکسی ساختمانی ،،مشکل در کپی کردن تصاویر دارند که به دلیل نقص visuospatial در سکته های پریتال راست رخ میدهد.

 

تعداد بازدید از این مطلب: 3192
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : andayesh504
تاریخ : جمعه 15 شهریور 1392
نظرات 0

ارتباط، گفتار و زبان

انسان موجودی اجتماعی است که بسیاری از لحظات زندگیش را در تبادل اطلاعات، احساسات، اندیشه و انتظارات خود و دیگران می گذراند. برقراری ارتباط با افراد که به معنی انتقال یک پیام  از فرستنده آن به گیرنده (ها) است، از راه های متنوعی صورت می گیرد. سخن گفتن یکی از کارآمدترین و در دسترس ترین ابزار ارتباطی انسان هاست. اما بسیاری از پیام ها از راه هایی همانند حالات چهره، حرکات بدن (مثل حرکت دست یا سر)، اشاره ها، آهنگ صدای گوینده و حتی زیروبمی  صدا یا سرعت گفتار او منتقل می شوند. به قول شاعر:

انسان موجودی اجتماعی است که بسیاری از لحظات زندگیش را در تبادل اطلاعات، احساسات، اندیشه و انتظارات خود و دیگران می گذراند. برقراری ارتباط با افراد که به معنی انتقال یک پیام  از فرستنده آن به گیرنده (ها) است، از راه های متنوعی صورت می گیرد. سخن گفتن یکی از کارآمدترین و در دسترس ترین ابزار ارتباطی انسان هاست. اما بسیاری از پیام ها از راه هایی همانند حالات چهره، حرکات بدن (مثل حرکت دست یا سر)، اشاره ها، آهنگ صدای گوینده و حتی زیروبمی  صدا یا سرعت گفتار او منتقل می شوند. به قول شاعر: رنگ رخساره خبر می دهد از سر درون. شاید برای بسیاری از شما پیش آمده که احساس کرده اید آنچه فرد مقابل شما می گوید، نظر واقعی او نیست و و این از چهره اش پیداست. مثلا سعی می کند خودش را خونسرد نشان دهد در حالی که صورتش بر افروخته است، بدنش ناآرام و بی قرار است و در حین صحبت دائما تپق می زند!  هرچند راه های غیر زبانی حجم وسیعی از اطلاعات را منتقل می کنند، اما به نظر نمی رسد کسی حاضر باشد از  ارتباط زبانی چشم پوشی کند.

اگر بخواهیم نگاه دقیق تری به ارتباط زبانی داشته باشیم لازم است با دو مفهوم مهم آشنا شویم:

·         زبان: زبان را می توان به عنوان یک رمزمشترک اجتماعی یا نظام قراردادی تعریف کردکه با استفاده از نمادهای قراردادی وترکیب قانونمند این نمادها با یکدیگر، برای نشان دادن مفاهیم، به کار گرفته می شود. مثلا بین افراد فارسی زبان یک قرارداد وجود دارد مبنی بر اینکه برای نام بردن از آنچه که موجب روشنی روز و تابش آفتاب میشود، از کلمه "خورشید" استفاده کنند. در تمام زبان ها از کنار هم قرار دادن کلمات ، جمله می سازند. چگونگی کنار هم  بودن کلمه ها از قوانین خاصی پیروی می کنند که اگر رعایت نشوند، ممکن است جمله را از نظر دستوری و یا معنایی خراب کنند. مثلا: ترکیب « علی آمدند و برادرش» از نظر دستوری غلط است . چراکه ترتیب کلمات آن به هم ریخته است. اما جمله « سیب علی را خورد »، از نظر  معنایی اشتباه است.

ارتباط زبانی ممکن است به شکل گفتاری و یا نوشتاری برقرار شود.

·         گفتار شکل خاصی از ارتباط زبانی است که در آن  از  نشانه های آوایی قراردادی برای برقراری ارتباط استفاده می شود. گفتار یک پدیده اجتماعی و آموختنی است. پس اگر نوزادی به هر دلیلی از جامعه انسانی دور نگه داشته شود، و یا به قدر کافی در معرض گفتگو قرار نگیرد، سخن گفتن را اصلا یا به صورت کامل یاد نمی گیرد.

در هر ارتباطی یک فرد تلاش می کند تا منظور خود را از راه هایی که گفته شد به دیگران برساند. حال اگر کسی در فرستادن پیام خود و یا درک پیام های سایر افراد مشکلی داشته باشد، مشکوک به داشتن اختلال زبانی یا گفتاری است. تشخیص و درمان این اختلالات بر عهده آسیب شناسان گفتار و زبان ( متخصصین گفتاردرمانی) است.

تعداد بازدید از این مطلب: 1105
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : andayesh504
تاریخ : جمعه 15 شهریور 1392
نظرات 0

دو زبانگی یا یادگیری همزمان دو زبان

هر کسی می تواند یک زبان جدید بیاموزد. هرچند این کار برای برخی افراد راحت تر است اما برای همه امکان پذیر می باشد. افرادی که می توانند به دو زبان صحبت کنند، دوزبانه نامیده می شوند.

کودکان نیز می توانند دوزبانه باشند. آن ها می توانند زبان دوم را در خانه، مدرسه یا محیط جامعه فرابگیرند. برخی از کودکان هردو زبان را خیلی خوب می آموزند. اما گاهی اوقات یک زبان را بهتر از دیگری می دانند. زبانی را که کودک بهتر می داند، زبان غالب می نامند. ممکن است در طول زمان، زبان غالب تغییر کند، به ویژه اگر کودک به طور منظم از آن استفاده نکند.

به دوزبان سخن گفتن مانند هر مهارت دیگری است. آموختن آن نیازمند تمرین زیادی است که یاری والدین را در تدارک چنین  فرصتی می طلبد. بدون تمرین، ممکن است درک هردوزبان یا صحبت کردن با آن ها برای کودکان دشوار باشد.

چگونه دوزبانه بودن را به فرزندم بیاموزم؟

راه های متعددی وجود دارد تا به کودکان بیاموزیم به بیش از یک زبان سخن بگویند. شما می توانید:

  • از ابتدا از هردو زبان استفاده کنید. بسیاری از کودکان در شرایطی رشد می کنند که دوزبان را همزمان می آموزند.
  • در خانه فقط از یک زبان استفاده کنید. کودک با ورود به مدرسه زبان دوم را خواهد آموخت.
  • فرصت های متعددی برای کودک فراهم کنید تا هردو زبان را بشنود و استفاده از آن ها را در موقعیت های مختلف تمرین کند.

آیا یادگیری دو زبان می تواند باعث بروز مشکلات گفتار و زبان شود؟

خیر. در سراسر جهان کودکان زبان های متعددی می آموزند، بدون این که به مشکلات گفتار و زبان مبتلا شوند. مهارت های زبانی کودکان دو زبانه نیز همانند سایر کودکان رشد می کنند.

از کودکی که بیش از یک زبان می آموزد چه انتظاری داشته باشم؟

هر کودک دوزبانه ای منحصر به فرد است. رشد مهارت ها در دو زبان بستگی به میزان و کیفیت تجارب کودک در استفاده از هردو زبان دارد. برخی از راهنمایی  های اساسی در ادامه می آیند:

  • همچون سایر کودکان، کودکان دو زبانه نخستین کلمات خود را در حدود سن یکسالگی بیان می کنند( مثل ماما، بابا ). حدود دو سالگی بیشتر کودکان دو زبانه از عبارات دو کلمه ای استفاده می کنند ( مثل "توپ من" یا "آب نه"). این همان مراحل برجسته  رشد گفتار و زبان است که کودکان تک زبانه نیز طی می کنند.
  • گه گاه ممکن است کودک قواعد دستوری دو زبان را با هم مخلوط کند یا هم زمان در یک جمله از واژه های هردو زبان استفاده نماید. این یکی از بخش های طبیعی رشد زبان در دو زبانه هاست.
  • وقتی زبان دوم مطرح است، ممکن است برخی از کودکان برای مدتی خیلی صحبت نکنند. گاهی اوقات ممکن است این "دوره سکوت"چند ماه طول بکشد. این هم طبیعی و گذراست.

برای کمک به دوزبانه شدن فرزندم از چه منابعی می توانم استفاده کنم؟

  • کتاب ها.شما می توانید برای فرزندتان به هردو زبان کتاب بخوانید. کتاب فروشی ها، کتاب خانه ها و اینترنت کتاب های مورد نیاز شما را تامین می کنند.
  • نوار صوتی و سی دی.نوارها و سی دی هایی که به زبان دیگری باشند هم مفید هستند. آواز خواندن هم راه بسیار خوبی برای معرفی زبان دوم است که می تواند بسیار هم سرگرم کننده باشد.
  • نوارهای ویدیو و دی وی دی ها.برنامه های کودکانه به بسیاری از زبان ها موجودند. این برنامه ها اغلب به کودکان اعداد، حروف، رنگ ها و کلمات پایه را یاد می دهند.
  • برنامه های زبان.کودکان می توانند زبان دوم را در اردو های زبان یا در برنامه های آموزشی دو زبانگی فرابگیرند. این وضعیت به کودکان فرصت می دهد تا با سایر بچه ها به هر دو زبان صحبت کنند. برنامه برخی از مدارس به گونه ای است که به کودکان امکان می دهد تا از سنین پایین زبان دوم را بیاموزند.

اگر کودک من در برقراری ارتباط مشکل داشته باشد، آیا باید تنها از یک زبان استفاده کنم؟

در چنین شرایطی بهتر است با کودک خود به زبانی صحبت کنید که راحت ترید. حتی اگر او در مدرسه از زبان دیگری استفاده می کند هم این موضوع صادق است. اما سعی کنید که تغییر ناگهانی در وضعیت معمول فرزندتان ایجاد نکنید. این کار استرس آور است.

درصورتی که کودک در هر دو زبان با مشکل روبرو باشد، ممکن است به کمک تخصصی نیاز پیدا کند.

تعداد بازدید از این مطلب: 1348
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : andayesh504
تاریخ : جمعه 15 شهریور 1392
نظرات 0

كنش پريشي (آپراكسي گفتار) در كودكان

کنش پریشی گفتار چیست؟

کنش پریشی گفتار کودکان یک اختلال گفتاری حرکتی است. کودکان مبتلا به این اختلال در گفتن صداها، هجاها و کلمات مشکل دارند. این مشکل ناشی از ضعف عضلات یا فلجی نیست. بلکه برنامه ریزی مغز برای حرکت بخش هایی از بدن که در گفتار دخالت دارند (مانند لب ها، فک و  زبان) دچار اشکال است.کودک می داند که می خواهد جه بگوید، اما مغز او در هماهنگ کردن حرکات عضلاتی که برای گفتن این کلمات مورد نیاز هستند با مشکل روبروست.

علائم کنش پریشی گفتار کودکان کدامند؟

همه کودکان مبتلا به کنش پریشی گفتار مثل هم نیستند. تمامی علائمی که در ادامه به آن ها اشاره می شود ممکن است در هر کودکی دیده نشوند. لازم است کودک توسط یک آسیب شناس گفتار و زبان (گفتاردرمانگر) که در مورد کنش پریشی دانش کافی داشته باشد، مورد ارزیابی قرار گیرد تا وی بتواند احتمال وجود سایر علل اختلالات گفتاری را نفی کرده و تشخیص قطعی بدهد. موارد کلی که انتظار وجود آن ها می رود عبارتند از:

 

در سنین بسیار پایین:

  • کودکان مبتلا دردوره نوزادی کوکو (صداسازی نوزادان دو- سه ماهه) و قان و غون نمی کنند.
  • نخستین کلمات دیر پیدا می شوند و اغلب در تلفظ آن ها بعضی صداها حذف می شوند.
  • تنوع آواهایی که تولید می کنند ( واکه ها و همخوان ها) کم است.
  • در پیوتد دادن صداها به یکدیگر مشکل دارند، ممکن است بین صداها مکث های زیادی وجود داشته باشد.
  • به طرق مختلفی کلمات را ساده تر می کنند. مثلا صداهای ساده تر را جانشین صداهای سخت ترکرده یا صدای سخت را حذف می  کنند ( هرچند همه کودکان چنین کاری می کنند، اما این وضعیت در کودکان مبتلا به آپراکسی (کنش پریشی) گفتار بیشتر دیده می شود.).
  • ممکن است در خوردن مشکل داشته باشند.

کودکان بزرگتر:

  • در تلفظ صداها خطاهای بی ثباتی دارند که علت آن نداشتن رشد کافی نیست.
  • درک زبانیشان بسیار بهتر از توانایی بیانی آن هاست.
  • در تقلید از گفتار دیگران مشکل دارند، اما گفتار تقلیدیشان بهتر از گفتار خودبخودی آن هاست.
  • وقتی برای تولید صدایی تلاش می کنند و یا سعی می کنند لب ها، زبان و فک ها را برای حرکت مورد نظرشان هماهنگ سازند، ممکن است حرکاتشان کورمال کورمال به نظر برسند.
  • هرچه کلمات یا عبارات طولانی تر باشند در بیان آن ها بیشتر مشکل دارند.
  • به نظر می رسد که وقتی مضطرب هستند بیشتر مشکل دارند.
  • درک گفته های آن ها مخصوصا برای افراد ناآشنا سخت است.
  • به صورت متغیر و با آهنگ یکنواخت صداسازی می کنند، یا روی هجاها یا کلمات نامناسب تکیه می گذارند.

سایر مشکلات بالقوه

  • ضعف در لب ها، فک و/ یا زبان
  • تاخیر در رشد زبان
  • سایر مشکلات زبان بیانی مانند درهم ریختگی ترتیب کلمات در جمله و به یاد آوردن کلمات
  • مشکلاتی در هماهنگی یا اجرای حرکات ظریف
  • حساسیت بیش از اندازه یا کمتر از حد در دهان (مثلا از مسواک زدن یا غذاهای ترد خوششان نمی آید و یا ممکن است  نتوانند از طریق لمس چیزی را که در دهان دارند تشخیص دهند).
  • کودکان مبتلا به کنش پریشی یا سایر مشکلات گفتاری ممکن است در یادگیری خواندن، نوشتن و هجی کردن هم با مشکل مواجه باشند.

کنش پریشی چگونه تشخیص داده می شود؟

انجام یک ارزیابی شنوایی توسط شنوایی شناس می تواند احتمال وجود آسیب شنوایی را که از علل اختلالات گفتاری است منتفی سازد.

آسیب شناس گفتار و زبان که در این زمینه تجربه دارد، کودک را ارزیابی می کند. این ارزیابی شامل ارزیابی دهانی –حرکتی، آهنگ گفتار و رشد آواهای گفتاری است. گفتاردرمانگر می تواند کنش پریشی (آپراکسی) را تشخیص داده و احتمال سایر اختلالات گفتاری را نفی کند، مگر این که فقط بتواند یک نمونه گفتار محدود بگیرد که در این صورت تشخیص نسبتا با چالش مواجه می شود.

ارزیابی دهانی حرکتی شامل موارد زیر است:

  • بررسی وجود علائمی از ضعف یا تون عضلانی پایین در لب ها، فک یا زبان (چنین حالتی اصطلاحا دیزآرتری نامیده می شود)
  • بررسی میزان هماهنگی در حرکات دهانی از طریق واداشتن کودک به تقلید حرکات غیر گفتاری (مثل حرکت زبان به طرفین، لبخند زدن، اخم کردن، جمع کردن لب ها)
  • ارزیابی هماهنگی و توالی حرکات گفتاری از طریق ارائه تکالیفی مانند انجام سریع و متوالی حرکات گفتاری (دیادوکوکینتیک)که برای انجام آن لازم است فرد زنجیره ای از صداها را (مثل پا، تا،کا) تا جایی که می تواند تند تکرار کند.
  • بررسی توانایی های عادتی از طریق آزمودن مهارت های کودک در عملکرد یا موقعیت های روزمره زندگی (مثل لیسیدن آب نبات) و مقایسه آن با موقعیت های غیر عملکردی یا از پیش تعیین شده ( مانند تظاهر به لیسیدن آب نبات)

ارزیابی آهنگ گفتار (لحن) شامل موارد زیر است:

  • شنیدن گفتار کودک برای مطمئن شدن از این که می تواند در هجاهای کلمات و واژه های درون جملات تکیه های مناسبی به کار ببرد.
  • مشخص کردن این که آیا کودک می تواند با استفاده از تغییر در زیر و بمی و مکث حالات مختلف جملات را نشان بدهد؟ (  مانند: جملات پرسشی و خبری) ویا بخش های گوناگون جمله را مشخص کند؟ ( مثلاً: بین عبارات مکث کند نه در وسط یک عبارت)

ارزیابی صداهای گفتاری (تلفظ صداهای کلمات) عبارت است از:

  • ارزیابی واکه ها و همخوان ها (صامت ها و مصوت ها)
  • بررسی این که کودک تا چه حد می تواند صداها را به صورت منفرد یا در ترکیب با یکدیگر تولید کند (هجاها و شبه کلمات )
  • مشخص کردن این که دیگران تا چه حد می توانند گفتار کودک را در سطح تک کلمه، عبارات و گفتگو درک کنند.

ضمناً ممکن است آسیب شناس گفتار و زبان جنبه های درکی و بیانی زبان کودک و مهارت های تحصیلی او را ارزیابی کند تا مشخص شود که آیا مشکلات دیگری هم به طور همزمان وجود دارد یا خیر؟

کنش پریشی (آپراکسی) گفتار کودکان چگونه درمان می شود؟

تحقیقات نشان می دهند که اگر کودک مبتلا به آپراکسی جلسات درمانی متناوب ( 3 تا 5 مرتبه در هفته) و فشرده داشته باشد، موفقیت درمان بیشتر خواهد بود. تاثیر جلسات انفرادی نیز بیشتر از جلسات گروهی است. با پیشرفت کودک، نیاز به جلسات درمانی کمتر شده و جلسات گروهی هم ممکن است بهتر باشند.

 مداخله در مورد کودکی که مبتلا به آپراکسی تشخیص داده شده بربهبود طرحریزی، توالی و هماهنگی حرکات عضلات گفتاری متمرکز است. تمریناتی که منحصر به"تقویت"عضلات دهان باشند ، اگر با تمرکز بر تولید گفتار همراه نشوند تأثیری نخواهند داشت. کنش پریشی (آپراکسی) اختلال در هماهنگی گفتاراست، نه در قدرت.

برای بهبود گفتار ، کودک باید سخن گفتن را تمرین کند. با این وجود، بازخورد گرفتن از برخی از حواس مانند راهنماهای لمسی یا دیداری (مانند نگاه کردن در آینه ) هم به اندازه بازخوردهای شنیداری مفید خواهد بود. با چنین بازخوردهای چند حسی کودک با آمادگی بیشتری می تواند به تکرارر هجاها، کلمات، جملات و گفته های طولانی تر پرداخته وهماهنگی و توالی عضلانی مورد نیاز گفتار را افزایش دهد.

در صورتی که کنش پریشی گفتار سخن گفتن را بسیار سخت کند، می توان به مُراجع زبان اشاره یا یک سیستم ارتباطی جانشین یا مکمل (augmentative and alternative communication) را آموخت (مثل یک لپ تاب که گفته ها را بنویسد یا بیان کند). وقتی کودک در تولید گفتار پیشرفت کرد نیاز او به این سیستم ها کمتر می شود، اما می توان همچنان برای پشتیبانی از گفتارو یا تا زمانی که کودک به سطوح بالاتر پیچیدگی های زبانی برسد از آن ها استفاده کرد.

تمرین در منزل از اهمیت بالایی برخوردار است. می توان به خانواده ها تمریناتی ارائه داد تا به پیشرفت کودک کمک کنند و اجازه دهند که کودک راهبرد های جدید را در خارج از اتاق درمان هم به کار گرفته و پیشرفت بهینه در مان را تضمین نمایند..

یکی دیگر از موارد مهمی که خانواده ها باید به خاطر بسپارند این است که درمان آپراکسی به زمان زیاد و تعهد نیاز دارد. کودکان مبتلا به این اختلال نیازمند آنند که یک محیط پشتیبان به آن ها کمک کند در  برقراری ارتباط احساس موفقیت داشته باشند. در مورد کودکانی هم که از خدمات دیگری همچون فیزیوتراپی یا کاردرمانی استفاده می کنند ، لازم است خانواده ها و متخصصین به گونه ای برنامه ریزی کنند که کودک بیش از اندازه خسته نشده و بتواند از جلسات درمانی بهترین استفاده را داشته باشد.

تعداد بازدید از این مطلب: 1140
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


در هر نفسی دو نعمت موجود است هر نفسي كه فرو ميرود ممد است و چون بر می‌آید مفرح ذات پس خدای را شکر کن، موقع دم و خدای را شکر کن به هنگام بازدم


عضو شوید



فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران